BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 27

Page 27

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 27 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

نسخۀ اول بیان الواقع صفحۀ ۲۰ رساله ای شایق قزاق مخلص میباشد که همراهم رفقای من در سفر و حضر باید باشند و طایفه گوسفند شدند مجدداً آواز کردم و بخیمه از آنها رفته و خود خواستم نزدیک آمد بزبان افغانی احوال پرسی کرد اظهار داشتم که من از رسالۀ شمایم از طرف امیر صاحب برای کشی سرعت و شماره گوسفندان ایجا آمده ام شماها چه کاره اید درست بگوئید گفت ما قاچاقچیم واز ایرا بطرف قائنات میرویم و امانی از مدهی باشیم در انشب تاریک که مؤلف دانست آنها از قربانها مصالحه کردند و از این ہمراہ بواسطه طمع باج و پول طرکہ میروند گفتم مہراداری حاکم شما کو و چرا انهمر ہا مہراد ید اینجا بسبر کنید تا فردا بنویسم از مقام شما اجازۀ یابید در را پورت اینجا را با میر صاحب هم بیچاره ہای افغان که بضرب گلوله توپ مطیع نمیشدند سگ را خورد کرده آتشی افروخته در میان یکدیگر نشسته در آن شب صلاح بر این دیدند که تعدیمی بدهند و خودرا از دست ما خلاص کنند و خواهش کردند که مؤلف نزدیک آنها بر وم چون از خود واهمه داشتم نرفتم و روشنی شمع اسامی آنها را از دور می پرسیدم و مینوشتم مقصودم اینکه مراخیال سرقه سارقین ومهاجرین نمایند و اما قصدی بجز خلاصی خودنداشتم آنها مخوف و مضطرب با کمال تضرع پولی تقدیمی آوردند و گفتند میتوان قطع نظر کرد شتر دیدی نه گفتم بستان آنها بطرف منزل مقصود خود رفتند مؤلف نیز با همراهان در میان بکنه و بیابان زده انشب را بصبح اسید اینیم ہنگام طلوع فجر بسته چہار سار و چاه نیز از رسیدہ شسته و ژله فرود آمدیم چای خورده جوی باسبہا دادیم سوار شدیم بنزدیکی «نو یخش» بی جمال خان کہ محض برای گوسفندان خود بخاک متصرفی ایران آمده بود رسیده فرود آمدیم نهار خورده خوابیدیم دو ساعت دینم بغروب مانده حرکت کرده شب را با خونیک درود کردیم این نقطه منجره است بیک چشمۀ آب که دو از ده پا حفر شده و آب آن یکباغچه را مشروب می کند و ہشتاد و هشت طناب و چند اشجار دیگر دارد اهالی آن مذہب حنفی دارند و تمام شان صد و بیست راس بزو گوسفند دارا می باشند و خانۀ و معیشت زندگانی پرکدام منحصر است بیک شقیه که در زیر زمین کنده اند و از خاکش اقامت کور شک می کنند و خوراک زنان شان شلغم جوشیده و کمی نان و تابستان سایر عوفه و برگ شلغم و شیر درخت و ببرستان ہر کدام نیم من گندم است که با بیل میکارند و قانع تری از انمردم در تمام عالم دیده و شنیده نشده و تمام قریه شان سی در سه خانوارا هم متفق شده در روز عید یک سجدۀ بنا نهاده اند و از موی بز پُلاسی بافته اند و شسته اند و در نجف نماز خودرا بجا می آورند ومسا بملک ندارند از قناعت شان این پس که یکی از سلاطین بزرگ ایران که خود آنها میگویند شاہ عباس حبت ملکان از آنها را بعبوری کرده اہالی بزی تقدیم نموده استدعا کرده بوده اند کہ مالیات انچشمه را بہا نحا بخشد آنہم بخشیده و فعلاً باین از آب و اراضی خود غنیمت هند و پول را خوب نمیشناسند خلاصه انجا دیدیم سر پناه دیگری بجز آن مسجد نیست فرود آمدیم آنها از زیر زمین در آمده بهجوم آوردند کہ ما را از مسجد شان طرع سازند دیدم اینها رقم و پول کار نمیکند و حرف از طرف شدن با آنها نمی بریم گفتم ای برادران مگرشما اسلام نمایید کہ مرا که محل امراغ خانه خدا در این شب تاریک بیرون می نمائید و حال اینکه اگر بشناسید چکاره ام خود اقای محص بدوستی آغانوا خواهید ساخت گفتند چکاره اید گفتم بنده برادرزاده مرحوم صاحت زاده سرجان چون آن مرحوم را میر عبدالرحمن خان کابل شهادت رسانید صاحبزاده حامص حق پسرش دیگر شدہ از هرات بجاک متصرفی ایران پناه برده و و یا مخزن ساکن است این راہم کہ مربتاً با خانواده مهربان شد مخارج مرا داده مطمئن و مامور فرموده که بروم صاحبزاده ضیاء را از خاک ایران بافغانستان معاودت دہم بمحض استماع این سخن انمردم با میعاً در پروانه ولہ دورم گردیده دوست و پایم را بوسیدند و فرستند زنان پیر و مردان کامل کردار از زیر زمین سبری و پشته بون آوردند کہ بفیض عظمی نایل شوند و ہر کدام توقع رشته طریقیت از مؤلف کردند بیچخ و یخ موتی کہ برای دست و دوز جل و نمد اسبان بسیقر همراه بود قطعه قطعه کرده کرده دعا خواندم و با نها دادم و چاکر مخصوص بز صاحبزادۀ سرجان در ہر شہر شخص محرمی عید و طریقه نقشبندیه را ارشاد می نمو دوازه سلالت ایشانست و مرقدہ اینجا نواده در افغانستان میباشد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 27. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/27 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/27
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record