Machine transcription
نسخه سیم عین الوقایع صفحه ٢٤٥
مشق آموز نمود و بترکستان فرستاد روز دوازدهم ربیع الثانی امیر در کناره راه شوره که قرب باغ جدیدی واقع است حاضر
و بسان دیدن افواج ثلاثه مشغول شد فوج اول دو نیر کنان دو تا دو تا از حضور گذشته از فوج دوم دسته اول گذشت دسته
دوم در عبور بودند که بغتهً ابراهیم شاه نام سرباز چرخی از اهالی قریشیوان هرات که او و رفیقش را صفدر نام بغلام
کرده بودند از صف سپاه خود را خارج ساخته بخاره جویباری که تازه بمرسل شجار شده بود بزمین نشست و تفنگ بجانب امیر
دراز نمود سینه او را هدف گلوله قرار دهتش داد امیر که بالای صندلی نشسته بود گلوله از زیر بغلش رفته و بعد در بخیه عقب
سرش ایستاده بود خورد و ضارب مجدد آتفنگ تفنگ که انشت که بر ند صاحب منصبان نظامی حضور دستش فتاده پیش دوید
و با تلوارها و کرچ نظامی او را قطعه قطعه کردند امیر معظم الیه که خواهموش مانده بود با شاره دست خیلی سعی کرد که ضارب را
نکشند بکه محرک او شناخته شود اما مفید نیفتاد بعد بالجمانی بر روی که پشت سرش ایستاده بود امر کرد آن مرد بحر بیک غرق
خون را بردارد افواج اردل سواره و پیاده امیر که در اطراف و در و نزدیک حضور داشتند بمیله پرچم قامت خود را با میر
رسانیده اطراف او را احاطه کرده روی سخت خیل نشایند به سمت ده دادی بردند فوج دوم جدیدی سمت ده هم بماند
خود را تقصیر می دانسته ترک اسلحه کرده میان آفتاب سر براه برهنه نموده ایستادند تا دو ساعت بغروب مانده که امیر محرم
دستور العمل فرستاد ده نفر سر خیل و ده نفر پیش خیل آن سرباز نادان را دستگیر نمایند برای استنطاق و سایر سپاهیان
افواج ثلاثه معفو باشند الغرض در تمام افغانستان شکرانه اینمطلب که امیر سلامت ماند و دشمنش مقتول شد جشن ها
گرفتند و در این ایام شورشی در کابل بین سربازهای فوج قندهارها و هزاره روی داد بتدبیر امیر زاده حبیب الله خان
دفع شد و نیز در اینروز افاغنه فیروز کوهی ساکن چهار صده قطره هرات بحوز سری و طغیان اقدام نموده جواب به بیستمین
حکومت خود را ندادند و در نقاط محکمه و کوهسار مرتفع که جبر شل آنها بود پناه جستند را پورت اینمطلب با میرعبدالرحمن خان رسید
سواران سراجی که در رکابش بودند مامور تسخیر آن نقطه نمود و بهرات نوشت که از سپاه پیاده و سواره مع صد عراده توپ پرکوک
روانه انجانب دارند حکومت و سپهسالار هرات عبدالاحد خان برگشت را با فوج دوم هرات دستش عراده توپ و دو ریمان
خاصه دار مامور حرکت بدان محل نمودند و محمد امیر خان و محمد اکبر خان افشار کابلی را که بهرات بودند مع سواره ابدالجیج و آنها
و کجی سواره دیگر مقدمتهً پیش دست دادند در نزدیکی چهار صده صد نفر خاصه دار سوار نقطه پونه و لیچ نیز به محمد امیر خان و همراهان
پیوستند و بدره اول محال چهارصده ورود کردند داوطلبان یاغیان بجهنم دستبرد شبانه بسنگر آنها حمله آوردند و
جنگ سختی شد سیل از مقاومت زیاد که جمعیت یاغیان در مقابل اضافه بودند محمد امیر خان با سپاه افغان بطور
خود داری عقب نشستند و نقطه را انتخاب نموده در خارج نقاط متصرفی یاغیان بهرا حفظ خود سنگری بستند و بودند
تا وقتی که اردوی بزرگ و توپخانه رسیدند همه متفقا بداخلہ دره های چهار صده عبور کرده راه آمد و شد و عرصه را
بیاغیان تنگ ساختند بطوریکه آنها متحصن بغاری شدند که آب در او موجود بود و خورا که هم داشتند اما در آ
و محل سکنای آنها تماما بضبط سپاه افاغنه درآمد چون نشستن نیرو یکی آن غار صعوبت داشت بسیاری از سپاهیان
باریسمان از قلل جبال پائین کردند تا از میان دره دهین غار را هدف گلوله قرار دهند و بهر کاسی از یاغیها سر
بیرون می آورد چندین کلوله بجانب او می آمد و عاقبت جمعیت یاغیان پس از چندی در میان مغاره بسوخت مقات
شدند
پس خیل و پیش خیل
یعنی سر جوک و میر چوک
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
