Machine transcription
نسخه ششم
عبر الوقایع
صفحه ۲۳۴
که اگر بخواهیم شکوه نمائیم مسموع باشد (مؤلف) دهم در اینسال دو فوج سرباز پیاده با چهار هزار از سواره خراسانی و هشت عراده
توپ استعداد محرکه کامل نواب داد محمد تقی میرزای رکن الدوله از خراسان حرکت داده خود نیز بقصد تنبیه تراکمه شرور بجهرمانم
گرگان شد و از دارالخلافه طهران نیز نواب وجیه الله میرزای سیف الملک با چهار فوج سرباز منظم و هشت عراده توپ و هزار سوار مأمور
دفع تراکمه مزبور گردیده اردوهای این دو سردار محترم ایران در نواحی بجنورد و استرآباد بیکدیگر ملحق شدند روسای اردو خراً
از اینقرار بودند امیر حسین خان شجاع الدوله قوجانی با قهرمان خان نایب الحکومه و هزار سوار یار محمد خان سهام الدوله بجنوردی
با هزار سوار علیمردان خان نصرة الملک حاکم ایل تیموری با پانصد سوار محمد اسمعیل خان نیمراره با پانصد سوار و سایرین
از خوانین دره جز و کلات و چناران و غلامان کشیک خانه و اطراف دیگر بودند با سواران امدادیجی خود که از آنجمله محمد اسمعیل خان
نهراره را مقدمته الجیش قبل از حرکت اردو با پانصد سوار جراره فرستادند و مشارالیه دلیرانه پیشرفت تا بنقطه یامدیقی تراکمه
بر او حمله آورده جنگ سختی کردند و سواران جراره عقب نشستند و بیرق آنها بتصرف تراکمه در آمد و در دیگر سواران نهراره
بقصد تصرف شدن بیرق خود حمله سختی بتراکمه نمودند و چند نفری از طرفین بقتل رسیده اما بیرق را نتوانستند پس بگیرند تا وقتی که اردوی
دولتی از سمت طهران و خراسان رسیدند و در محول آق قلعه خیمه و خرگاه زدند و چند نفر راه بلد تعیین نموده روزی اول
آفتاب فرمان یورش بطرف او به و محل باغیان تراکمه دادند عساکر پیاده و سواره از جا در آمده حمله در شته در نقطه سنگنا
جمعیت میر کمان تراکمه سر راه را گرفته با تفنگهای ته پر شلک پیاپی می نمودند تا چند سواری بدلالت راه نمایان مخصوصی گردان
رفته از عقب آنها را هدف گلوله قرار دادند و راه از دو پارشد بفاصله دو ساعت تمام او به و اقامتگاه باغیان را
احاطه کرد جمعی از آنها کشته و اسیروی زن و دختر و پسر بردند و آنچه دارایی آنها بود بیغما بردند و تاراج سختی کردند گاو
و شتر و گوسفند آنها بید نیز آنچه در صحرا ومحل آنها بود کلان بتصرف عساکر سواره ایران آمد و بمؤلف بمناسبت حال این چند فرد را بنظم آورد
سحرگاه کین چرخ نیلوفری تهی گشت از زلف مینستری درخشان در آمد بطاق سپهر ز مشرق فروزان و تابنده مهر
سپا جهان گیر ایران زمین مهیا شدند از یسار و یمین بفرمان شهزاده کامکار محمد تقی رکن دولت مدار
خدیو خراسان و فرمانروا معین چاکر آستان رضا که کشورستان بود و آفاق گیر بر آنزده تاج و تخت و سریر
چو بر شاه ایران برادر بجای بران جیش اقبال افسر بپای غریو کوس پرشد بگرخ برین بلرزید زان دشت گرگان زمین
این دو مقدمه موخر شده
زشیر علیها برافراشتند چو قصد نبرد عدو داشتند سرامسران خراسان سپا همه همچو ستاره اطراف ماه
برزم مخالف ز قلب و جناح برآمد سپاهی مکمل سلاح همه آهنین خوذ و فیروز بخت برزم آزمائی چو شیر دلیک
در آندشت کردند شوری بلند ز خیل مخالف قیر و کند شد از رخش خوبان بوم و بر چو بنیاد دیسیا یه زیر و زبر
ز یکسمت دیگر بصد طمطراق رئیس همایون سپا عراق که سردار بود و وجیه اله سپهدار و نام آور و نیکخواه
یگانه سرافراز والاگهر سزا و ارشیر و زرین کمر امیر گرانمایه و تیز چنگ سپهدار شیر غضنفر مان بجنگ
بیار است لشگر در آندشتیان پی حمله بر خصم دستم منان کشیدند تیغور حکم پورش بسوی عدوی ستم پرورش
جهان پر شد از شورش گیر و دا ز آواز توپ و صدار سوار تفنگ در غول ز خیل سپاه بجهو ا در افکند دود سیاه
همه ترکمانان ز بیم و هراس بچیدند از دشت گرگان اساس برفتند با خیل اهل و عیال بیک گوشه اغزدم بدسگال
که آسوده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
