BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 239

Page 239

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 239 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

نسخه سوم عین الوقایع صفحه ۲۳۲ و افغانستان بدیدان مقسم الیه فرستند مؤلف حضور پیدا کرده باستماع سرگذشت سردار راضی نمود که کیفیت پس از مراجعت بمیدان همراهان من هر کدام بستی افتادند وجه تفرقی تشنگی همراهان و بی آبی آن صحرا بود اثر اراضی شده زار و نمکزار بعطش را زیاد میکند در بیابان رسیدم که جز دو نفر همراه نداشتم شدت تابش آفتاب تشنگی مرا بیحال کرد سایه و سر پناهی هم بهم نمیرسید در سایه بوته خاری سرم را گذاشتم و بیحال شدم یکی از نوکران اسبها را نگهداشت و دیگری در بیابان بجستجوی آب رفت پس از ساعتی شبانیرا پیدا کرده قدری دوغ و آب تحصیل نموده آورد خوردیم و رو براه نهادیم تا بآبادی رسیدیم مؤلف در آن سرگذشت سردار معظم انوره کی دنیای فانیرا پوچ دانستم چرا که پس از فتح قندهار سردار محمد ایوب خان صاحب بیست هزار سپاه نظامی و شصت عراده توپ مستعد او د افری بود و حصهٔ که بکردش سوار میشد و روز دیگر بمیریق هر یک از افواج حصهٔ اسلامی با چه خانه (موثر هیک) و شنیور کوش فلنگ را کرمی نمود و خوابگاه خوب و عمارات عالی بزرگان بدست افغانها برقاء درید اقتدار سردار و همراهانش بود عیاشی و وجه داشته که زبان از بیان آن قاصر است و عاقبت کار بجای برسد که سرپناه او بوته خاری و مایه زندگانی او قطره دوغ شبانی میشود اف بر تو ای دنیای دنی اکو بیوفا نبودی هر آینه بزرگان دین و پیشوایان رسوم بترک آلایشت نمیکردند چنبر از این دلیلی در بی اعتباری دنیا نیست وقتی انصاف داده شود در مسعور بملل و اقوام و اقارب بپردگی و ریشی از قدیم الایام الی حال رسم است که در خانواده یکی از آنها بهرگاه اولاد ذکوری متولد شود تماماً عیش و طرب و مژده بجا شکرانه آن مولود داشته و دارند با اینکه هنوز زندگانی و بقای عمر آن نامعلوم آمد و احیاناً تا با مید پشت بندی و قوت ائتلافی است چنانچه از اثر بیوفائی دنیا بناشه مثل سردار محمد ایوب خان و امیر عبدالرحمن خان عمزادگان با کفایت و شجاعی کسر بهم برسد پس چه باعث شد که باید آنها بهم متفق و دوست نباشند و دشمن جان یکدیگر شوند که کشته مخاصمت کار را اینجا بکشد یقیناً اگر صفا و اتحادی در میان بود امیر عبدالرحمن خان راضی نمیشد که سردار محمد ایوب خان باین مبتلای روزگار واقع شود زیبا پرد و کل یکبوستان و میوه یکبوستان میباشند که مؤلف دربیان نسب احوال آنها با این اشعارانی هم بیت میبرد زافغان یکی نور تابنده چهر که نامش در آفاق پاینده شهر بلند اختر و عادل و نیک زاد بکابل نهاد نام گیتی نهاد خدا کرد فرمان او را روا بیاراست او را با ورنگ و تاج بملکش در آمد لبسی ماه رو ز بالا بلندان بهمزه عدو پدید آمد از گلستان وصال زخورشید رویان نیکو جمال جوانان دریا دل و نیکبخت که هر یک بدی در خورا تاج و تخت از آنجمله مفتاح اقلیم دوست محمد که این نکته بر نام اوست پس از وی تخت امارت نشست بنسخیر آن خطه بکشاد دست زجان پیروی کرد با پند مرا قرین گشت بس مهتر نابند مرا خداکرد از زایش از کرم جوانان نجدش بخت نیکو قدم نخستین وزیر اکبر نامدار شجاع و دلیر و جهان بخش راد دوم چون محمد که افضل بدی بکابل زمین خسرو الکل بدی سوم بود اعظم که او را بنام محمد شدی تاج اندر کام چهارم ولیعهد شیر پلی که از نام او یافت دلها جلی بسی دیگر از نسل آن نامور هنر شیر صولت چو جد و پدر بکابل زمین مقترین آمدند طلب کار تاج و نگین آمدند شیر از و دمین عهد رحمن پدید نظر کردنه کردگار مجید که صاحبقران گشت و آفاق گیر بافغان شد از لطف رحمن امیر ز سؤم پسر ماند اندر جهان کنو خال و بدبخت سنجی خان که بر فتح کابل شد کامیاب پنبه حبث در ملک افراسیاب نگهدار او باد سلطان طوس پدید آمد از نسل شیر پلی سه فرزند معروف در پردلی یلی را +گیر نا مراد مقصود از فراید محمد اکبر خان پسر بزرگ امیر دوست محمد خان است یکی از سردار قدرت و اقتدار شکر نجات امیر المومنین با علیه السلام در گذشت و اسرعان قبرستان حضرت و دست بیع با اکبر امیر المومنین نوشته باند باین حکایت حکایت عبر کرد فراخته و حشیه کجاست ایده کوهر جزایر سینه و کرد و غبار کود تا چشمه بر رخ مرغان بی خیر خود را بیندیشد و اندوختی بردارد جدد که نور منیر خورشید سرشار جود بی تمام بوی شرابت ست که در بطن ام پیدا کردید خوش بگذارم پر وقت صبح قند ها کشته خواهد امد و تویت دل یافت از هم اسر عم +

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 239. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/239 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/239
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record