Machine transcription
نسخه سوئیم
عبر الوقایع
صفحه ۲۰۸
که از بیراهه متوجه لشکر کشیان خصم شوند تا انفوچ بملاماده بهیم فرسنگ مسافت طی کرده بودند که توپخانه لشکر خصم بالکوله رها و رساقه لشکریان شیر را
منقلب نمود سپهسالار بانه پر سردار محمد ایوب خان فوج دویم هراتی را مامور محافظت توپخانه نمود هنور باشپیرجی حکم و وعده انجام نداد
که فوج ششم را فرزان مراجعت دید شینفورجی در بالای تپه مرتفعی رفته به پرسنسی شیلیدنز فوج مذکور را از قضیه آگاه ساخت تا خودش رسیدی اسنان
تا بعد از ساعتی بمرش آمد القصه فوج ششم مجدداً برگشتند و سپهسالار حسینعلیخان شخصاً در سرتوپخانه پیاده شد و چند شلک پیاپی با ساحمه
بجانب خصم نمود در اینجیر و انفوچ امدادی رسیده تلگرگ گلوله بر دشمن باریدند دلیسپا و معاصر منصبان نیز دست بشمشیر مبرحنه سینا سینا
و توپخانه بطرف مقابل بردند و این تدابیر مایه فتح و فیروزی شد و سه فوج از سپاه امیر عبدالرحمن خان توسط شینفور و معلم با رقاب
سلامی گرفتند و سپهسالار بجانب آنها تاخت و مرحبا گفت و همه را مواعید و عمیله امیدوار ساخت سایر سپاه و صاحب منصبا امیر
عبدالرحمن خان شکست یافته رو بفرار گذاشتند اسلحه و اغروق و توپخانه آنها تماماً بضبط عساکر سردار محمد ایوب خان در آمد و
مقتضی المرام روانه قندهار شد اهالی قندهار نیز اقدام بهمراهی و دوستی سردار محمد ایوب خان و مخالفت سپاه امیر عبد الرحمن خان
نمودند با نیب صاحب منصبان و حکام امیر بعضی بطرف کلات غلجائی فرار نمودند و بعضی متفرق شدند منجمله سردار محمد حسنخان پسر سردار
خوشدلخان قندهاری بطرف هندوستان و عزم مکه معظمه بگریخت و قندهار بلامانع بتصرف سردار محمد ایوب خان در آمد و در این زد و خورد
متجاوز از دو هزار نفر مجروح و مقتول از لشکر امیر عبدالرحمن خان در میدان ماند و اسباب سردار محمد ایوب خان ششصد نفر مقتول و هفتصد نقره
زخمی شدند عجب از وقایع موقع جنگ اینکه سردار احمد علیخان پسر مرحوم سردار محمد علیخان که برادر زاده سردار والاتبار محمد ایوب خان
و جوان عیاش بیجاکی بود در سفر و حضر آوازه خوان و موسیقی دانهای نامی را مع آلات طرب با خود داشت هنگامی که شور
جنگ گرم و آتش محاربه افروخته بود و تگرگ کلوله می بارید سردار مذکور خواست ثبات قدم بخرج داده سپاه خود را میسجرات
مشغول ساخت و به امیر و نام مطرب معروف و مضاربی که در رکاب او سواره در محاربه در امر نمود که یکدمان مقام ماهور بخوان
تا امیر و دمانی پسلی خواندن کشود گلوله بطرف مقابل بآلتش خورد و از اسب در غلتید سردار امر کرد او را از میدان ببینه آوردند
و معالجه شد اما انمطلب خالی از تسیا نبود دیگر آنکه بسیاری از توپچیای سپاه سردار محمد ایوب خان کابلی بودند هنگام زد و خورد
و گیر و دار و شلک توپ مخصوصاً اسبئی توپخانه را خارج از قانون باسیا فرط آنطرف میکشیدند که قنداق توپها بشکند و توپها
از کار بماند دو قنداق توپ ابدین سه و بشکستند تا استاد اسمعیل و استاد میرزا نام قنداق سازان هراتی که امیر و همراه
اردو بودند گویا قبل از وقت اینمطلب را فهمیده و یقین داشتند بهر کدام قنداق توپ ساخته آماده در جلو زین اسپها بکار میبستند تا صدای
شکستن قنداق توپها بلند شد فوراً مشار الیها خودها رسانیده قنداقها را بتوپها جا بدادند در آن فرصت کار جنگ هم یکطره شد
القصه سردار محمد ایوب خان بضبط و نظم امور قندهار پرداخت و جراحان در موهم بستن مجروحین نیز در اوایل شعبان هرات وقندهار بعمل آمد
(محاربه ششم) پس از رسیدن خبر این شکست بحال امیر عبدالرحمن خان و بمیان حکومت بسمت قندهار وثوقی بهردار محمد ایوب خان
شد و مضامیر دابیگراسحق خان نوشت که سوار عبدالله و سکنجان را از ترکستان از یک یا مور فتح هرات نمایم چون در پست در پنجاه هزار
لشکر قابلی نیست و رفتن سردار عبدالله ومحمد خان باعث پریشانی امور بدتین خواهد شد لهذا سردار مذکور با چهارصد سوار رساله نظامی دو غار
بیرق خاصه دار و دو عراده توپ قاطری از سمت ترکستان بدولت یا رآمد دوما نجابسیار سواره طایفه توقائی که تحت ریاست سردار
محمد خان توایعنی بودند بسردار مقری الیه گردیدند و با او متوجه میشهم شدند محمد موسی خان والیعهد در میشمه خبر دار شده خوشدل خان
لوی ناب را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
