Machine transcription
نسخه سوم عين الوقايع صفحه ۲۰۴
القصۀ اینو رو تمام رعایا متفرق شده و احدی باقی نمانده بود مکر آن سه نفر که داخل خند قعدۀ شهر مقتول شدند و از سردریچه دارالامارۀ
تفنگ مدافعه می کردند و دو سرفوج از افواج کابلی مد این نقطه طرف یکشوع حمله بجانب آنها بودند اما بسیاری توپخانه و افواج نظامی سوار
تحت ریاست تاج محمد خان ژنرال از راه چهارباغ بوقریه کاروسپغلی آمده از پل کاراباد گذشتند و از مقابل قریه چهار باغ ترکی تاخت
مؤلف محوطه های جنب حوض علی اکبر خان رسیدند و دو تیر توپ بطرف شهر زدند در ین بیچ کسی نبود که جواب آنها را بدهد لهذا نجاز چی
پیش فرستند در آن اثنا سردار محمد سرور خان پسر سردار عبدالله خان مصری از دروازۀ خوش علامه میشاند او که مخصوص همراهی و رنمنای سپا
کابلی بود از انطرف فیض محمد نامی مسکین سوار برای تفحص قوت و ستم مطلب پیش تاخته نزدیک دروازه رفت وقتی پسر سردار عبدالله خان
با دروازه مفتوح با مانع دید پس آمد و مژدۀ فتح بکلی آورد این سپاه توپخانه با یکفوج پیاده نظام بعجله سر چپه تا شهر خوزا بید رسانیده بدروا
وارد شدند و از میان شهر با بیرق افراشته محله بگوسل یامحمد خان که بدروازۀ قندار هرات متقول با اخند در یدند آنها نیز بطرف خوج شجر
شلیک میکردند تا هنگام غروب که غفلتا ازعقب سردیدند دشمن رسید ناچار بطرف خصم داخله شهر شروع بجنگ کردند شصت نفر از آن
سپاهیان کرنیل یار محمدخان در آنجا بقتل رسیده تا شب شد بقیه آنها نیز متفرق کشتند و خود کرنیل یار محمد خان با دو نفر خواص
مداخله شهر فرار کرده بمسجد جامع پناه برد سپاه سردار محمد ایوبخان کلاً وارد شهر شدند و حکم بتاراج شهر دادند اشیاء دکا کین و منازل
مردم بعیادت فردا نیز در هنگام غارت سپاه کابلی مشغول و جستجوی سپاهیان هرات و کرنیل یار محمد خان بودند تا اورا در محجد جامع
یافتند و بچهار باغ حکومت آوردند قستی به نیزه های صندوق خانه بالا میرفت شخص سردار محمد ایوبخان بدون اجازه میر دار و صاحبان خود
تفنگی ببند آن یکه مرد شجاع آتش داد که فورا ترک زندگانی بگفت بعد سرش را از آتشی بریدند و بخانه پائین انداختند و کسان کشان بات
حصار بردند و جسرش را مجیده داخل سرنای مقتولین نمودند که تا بعد از سه روز جسد او شناخته نمیشد آنوقت جانداد خان نام رالی
بنگال سینی که در پهلوی او میت اورا انخاب کرده خلاصه این روز رات شبام قل غارت و تراج در کاربود هر یک از حاکمرت که
کابلیا را در رو پل آقویای پناه داده بودند ازشتر سپاه کابلی محفوظ ماندن قریبا د نهرازتجار و یا اموال زیاد در آن روز باغ و
عمارت مؤلف کهداری شدند با وجود یکه دسته دسته از افواج سواره و پیاده کابلی بی آمدند وآنها را میدیدند حره نداری میکردند معنون
چون علاوه بمحبت سردار قاسم شیر و سپاه کابلی با پدروعموی مؤلف رابطه آشنائی داشتند حضور چند نفر صاحبان بشتا بزن آنها
از قبیل فیض محمد خان جنرال مفسد در بهنگام جنگ جاده را بکل دیده بطرف غوریان گریخت و در آنجا بنای فتنه جوئی داشت تا رسالۀ
سوار زیادی مامور تعاقب او شدند و در نواحی ادرسکن و ماه فراء کلوله بپایش خور د و از آن صدمه دست از جهان شست پسرکش و سر نیز
پست کنند ه پراز کابان دو شهر آوردند برات ایران تام را شر که بامیان دادند وسرور محمد ایوان تیر شما یک بایشیان
همداشته شده بودند عفونموده و منظم امورا پرداخته در زیرکت جانب قندا شدند چون اهلرات کا خارج ای باسیان را
در سنه ۱۲۹۸ هجری ) ( مطابق ۱۸۸۱مسیحی ) پارلمنت دولت انگیزی تصدیق براین داد که قند هار رام باید با میرعبدالرحم خان
واگذار نمود عساکر انگلین بکی ازقلم و با همیته افغانستان خارج شوند لهذا این خیالات خود را با مرعبدالرحمی خاب ابلاغ نمودند
و در این او تا بیان کرکستان از بکت نیز بمله تصرف امیر معظم آیه آمده بود چون غلامی خان کنه بیان توانست نوانست براین
بجا را گریخت و سردار محمد اسحق خان و سرار عبدالله درقان بتام توپخانه و پاه استند حکومت آن نقاط را تست ر متوجه ماند
لهذا در کابل خطبه تمام امارت افغانستان که از حیث نسب الله تعلق با مرعبد الرحمن خان داشت خوانده و سکه بنام او زدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
