Machine transcription
نسخه سویم
عین الوقایع
صفحه ۱۸۱
اردوی انکلیس در قلعه خلاصه امیر معظم الیه باردوی انگلیسها ورود کرد باطمینان انکه مثل سابق با او رفتار و احترام خواهند نمود اما انگلیسها
خوشی بودند وقتی امیر در آن فرصت عینک مخالفت بچشمهای خود زدند که ملاحظه دوستی در بین نبوده باشد دفعه حاکم متوقف امیر محمد یعقوب خان
توقیف شد سردار یحیی خان دادند و اورا مجبور باستعفا از امارت افغانستان نمودند بعنوان اینکه شرح حال وبیان احوال و بیغرضی امیر را در باب
وسردار محمد هاشم خان بجه شورش و قتل سفیر ملندن نوشته ایم انچه جواب برسد از انقرار معمول خواهیم داشت لهذ ا همرامان امیر محمد یعقوب خان
سلطان خان افشارجی متفرق شدند وشبانه انگلیسها امیر را تحت الحفظ دسته سپاه جراری بطرف هندوستان فرستادند و پیش خانه اردوی
خوانین برا بهائی وغیره
با در نام سائرین در افغان جنگی آنها بطرف کابل حرکت کرد در نقطه چهار آسیاب محمد جان خان ژنرال با قشون متفقه که همراه داشت در صدد ممانعت
از راه زرقون صحرا بردی و جلو گیری انگلیسها بر آمده گفت حال که پادشاه ما را محبوس کرده اید ما شما را نمیگذاریم بپایتخت افغانستان وارد شوید
انکلیس رفتند و در بین راه و از طرفین بنای شلک توپ و تفنگ را گذاشتند بعد از سه ساعت زد و خورد چون لشکریان انگلیسی در مقابل افغانها
سردار محمد ابراهیم خان را
که بجانشینی برادر خود
آمدند بالاحصار وشیر حصار و کوه شیر دروازه را متصرف شدند و سنگر خود قرار دادند و جایهای چاپی در دروازه
امیر محمد یعقوبخان بکابل کی
دستگیر نموده همراه برادر جمع شان رویداد بعد از آنکه بسیار توپهای انگلیس از کلوله توپهای افاغنه صدمه یافت و از کار افتاد توسیطه
امیر راهم انگلیسها تا سرداران درانی و ولی محمد حیات خان که پیش کار انگلیسها بودند و در رشده مردم را از اردوی محمد جان خان متفرق
کردند و اوشکست خورده بطرف غزنین و طایفه وردک رفت و محمد موسی خان ولیعهد پسر امیر محمد یعقوب خان را
تپه مرنجان همراه خود نیز با خود برد و انگلیسها بحیله و مکا بعضی اهالی کابل را از دروغ فریفته نموده بهمراهی آنها شهر کابل را متصرف شدند و بصدد
آوردند و از آنجا
بهندوستان فرستادند قلعه کشی کشودند اول کاریکه اقدام کردند خرابی بالاحصار بود و بعد مردم شجاع و کارآمدی که در کوچه و بازار و اطراف
روز ورود انگلیسها میدیدند بهانه اینکه از افواج اردل و شورشیان است که بقتل سفیر اقدام داشته میگرفتند و بعبت میکشتند و تمام
بشهر کابل زلزله شدیدی داده بودند که هر کس شخصی از سپاهیان افواج اردل را بدست بدهد ده روپیه انگلیسی انعام میبند جهال نادان کابل
که چهار دقیقه امتداد هر کدام عداوت باطنی با یکدیگر داشتند بانگلیسهامیگفتند فلان زید هیچ در افواج اردل یعقوب خانی است آنها هر بیدین
داشت رویداد عقوبتی میکشتند و ظلم هایی چنا از عساکر انگلیس در شهر کابل بظهور میرسید که با قانون ممالک خیلی منافات داشت همچنین
بهم در اینروزا محمد داؤد نامی مرکب از سی هزار سواره و پیاده و سی و پنج عراده توپ از راه بوستان و گلستان پیشکده و پپ
بقندار محمد آوردند و این شهر را هم بدون محاربه گرفته اینخبر که بانگلیسها در کابل رسید بظلم وطغیان افزودند و خانواده امیر
محمد یعقوب خان را از ارگ خارج ساخته تحت الحفظ بشیر پور که محل اقامت اردوی آنها بود بردند و دستاخ نظر داشتند
و نیز اعلانی باهالی کابل نمودند که باید ارگ بالاحصار بکلی ویران شود و اراضی آنرا زراعت نمایند و هم علاوه بر قصاص قتل
سفیر سکنه کابل باید از عهده خسارت اردوکشی دولت انگلیس برآیند و اشخاصی که در سگونه قتل سفیر اقدام داشته اند بیجان پا و اره
نشوند و بعضی اوامر لاطایل در اعلام خود درج نموده بودند که موجب هیجان غیرتمندان اسلام کابل شد که آنها ظلم و کردار
انگلیسها تا قیامت از خاطر شان نخواهد رفت و مقاصد باطنی انگلیسها را در ماده افغانستان دانستند و از گرفتاری ناموس
پادشاه خود در دست دشمن غیریدین و قتل جوانان یگانه که باسم فوج آردل از اهالی میگرفته و شبانه میکشتند همه مردم
بهیجان آمده و منتظر فرصت بودند و در این ایام سردار ولی محمد خان از طرف انگلیسها حکمرانی کابل منصوب شد اهالی اهل چهار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
