Machine transcription
نسخه سوم عین الوقایع صفحه ۱۴۳
گرفته دتاماین سیصد و پنجاه نفر صد ایما چهار بار بلند کرده یورش تاخت بطرف سنگر فراز بردند کابلی ها از میان سنگرهای
شلک را نگه داشته بطوریکه از دروازه تا حوض خرابه نزدیک فرار متنی شصت قدم فاصله دارد صد و هفتاد نفر مجروح و مقتول
شده سی نفر خود را عقب کشیدند و صد و پنجاه نفر بحوض خرابه رسیده دو دو چار مهلکه بودند که نه میتوانستند مراجعت کنند نه
تکلیف پیش رفتن داشتند لاعلاج دیوارها را سنگر قرار داده بجواب سلام تفنگهای سپاه کابل علیک با توکل بمنتظر برات
که داشتند میکفتند و از طرفین آتش فشانی و گلوله ریزی در کار بود تا مقارن غروب سپاهیان کابلی که اینحوادث را از مخفیته
فرستاده گان شینوار خان دیدند بتاریکی شب خود را عقب کشیدند و سنگر فراز تخلیه شده بخونبهای داوطلبها باقی ماند در ترت
محاصره بطول کشید و امیر دوست محمد خان قریه با غدشت هرات را محل اقامت خود قرار داد و عساکر خود را باین ترتیب
در محاصره شهر تقسیم نمود سردار مجید امین خان با عساکر قندهاری که ابوالجمع او بود در محله ساربانها سمت جنوبی هرات تقرر
سردار فتح محمد خان پسر وزیر مجددا برخان خودکش در قریه کارته نصفه عمارات میرزا حسن کابلی و دو فوج ابوالجمعی سارانه جابجا با
ترکها و پائین محله فیروزآباد مقیم بود و نیز سردار محمد اسلم خان پسر امیر دوست محمد خان خود کش باختران جوجه و دو فوج ابوالجمعی
عومی امیر بکوالبان و سمت برج خواجه عبدالله مصری میان سنگرها بودند امیر شیرعلیخان که ولیعهد افغانستان بود در مساجد
پایین در قریه غوز دل و از سمت شمالی شهر بود و کل پخنیان و مصقه لشگریان کابلی ابوالجمعی او بود با توپ چهار یاره که
همراه داشتند سردار محمد شریف خان با سپاه غزنوی و سواره قندهاری و خاصه داران که همراه او بودند در قریه شال مسمان
سمت غربی هرات مامور اقامت بود و در افشار محله سمت شرقی هرات سرداران درانی و جنرال شیر محمد خان
با عساکر وردک لشکریان لوگری اطراق داشتند و همه روزه از طرفین شلک توپ حضر شب و سنگر بازی در کار بود
تا اینکه سپاه اردوی غزنی شهر یورش آوردند و سنگر فراز میر صالح ملا را گرفتند سردار شاینواز خان دستور العمل داد از کناره
پل دروازه عراق هرات نقبی بزیر سنگر برده اتش دادند جمعی از سپاهیان کابلی مقتول شدند و سنگر بتصرف شهریان آمد
برای انتقام لشکریان کابلی از مقابل باغات قریه غلب چه نقبی بزیر سنگر مزد و حوض میر صالح ملا آوردند و باروط زیادی
آتش دادند که خانه خولدار محاذی قبر میر صالح ملا با یکقطعه اراضی گلستان با حوض وغیره با انچه جمعیتی که داشت حرکت نموده
سید نو دار خان ترجمه باشی هوا رفته بطوریکه بعد از چند دقیقه قطعات خشت و خاک و ابدان مقتولین از هوا بزیری آمد و تقریباً دویست و پنجاه نفر در
در این نقطه بقتل رسید این مهلکه مجروح و فنامشندند بعد از چند روز دیگر باز حوض برنک و سنگر برنک خارج دروازه ملک را شبانه لشکریان کابلی
در تصرف مد باکشی زمین پیراه گرفتند از شهر نقب زدند که بساکنین سنگر صدمه رسانند بسیاری اصناف وغیره را برای بردن
دبه باروط و تخته و نمک کلانه منقب براقی است عمله بیکار گرفتند و استاد کار مدد جهد میکرد که نقب را بزیر سنگر برسانید صدا
کلند کابلی ها را شنیدند که زیر نقب اینها نقب آورده اند هر چه بفرمانده خود میگفت صدای کلند اینک موقوف شده یقیناً در کار
آتش دادن از طرف مقابل است قبل از وقت کاری بکنیم فرمان ده غافل که دشمن را بخواب غفلت میدانست امرامداشت
که قدری جلوتر برد ناگهان کابلی ها نقب زیرین را آتش زدند فرمان ده با پنجاه نفر بسیار جاه بود بخار وغیره زیرخاک
ماند نه کسی بدینها میزدند و یکصد صدمات زیاد باهالی شهر و محصورین رسید اما شاهنواز خان از آن رشادتی که داشت
کمال اهتمام را در نگهداری شهر می نمود و هفت ماه بدینمنوال گذشت تا نواب ما در او از غیرتی که داشت باندیشه اینکه چرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
