Machine transcription
نسخۀ سیوم
عکبرالوقایع
صفحه ۱۳۰
که مذهب اسلام صفی دارد برای خیر مسلمانان طیور بازگشت کنید و سربازهای قرهبچکۀ شاهزاده قجر مکوه برکشته وشمع برای غازیان اسلام
رویداد بسیار از رافضیان را طعمۀ شمشیر آبدار و خوار و مخوار قرار دادند و سید محمد نام شیخ پارهکان بقیهراکشته گوشتش را بریان نمودیم
و خوردیم اما بعد از چندی فجرهای کافر بید بکار برده با سه دار صیجان یوسفزی شهید بدست گردید و دستم خوردند واو را با دو خوان
و شهادت رسانیدند حال هم که جنگ بار اگر شراند غیر از رفض کار دیگر ندارند و عاشوری میخوانند و شب پیرون میآورد تمام شأ
با رافضیان دوستی مجا وز از سنی نملهخوشه شما را بهیاری دین اسلام را نموده که بسته بعزم جهاد حاضر شوید که بهفتن شده اینهارا
از پیش برداریم و بقتل رسانیم و کین از رافضیان وقتا را هم زنده گذاریم از این نوشته قضاة مغرض همه جا در پلوت افعاست
نیز جنگ و جدال بود مرحوم حسامالسلطنه خبردار شده بعضی از آن قضاة را دستگیر نموده سربازان را بسخت نظامی شأن مسلط
ناگاه در باره کاغد صدهظم متوجه رسید خطاب بحسامالسلطنه که معلوم میشود شما را خیال سلطنت و پادشاهی بسر افتاده که بترا
جواب تعلیق دولت را اینطور دادهاید اگر خود را جزو دولت ایران و خیرخواه پادشاه میدانید بزودی بشهر را تخلیه نموده بمشهد
برگردید که تصدیعات فوقالعاده از بیاور فارس با علحضرت شاهنشاه در بال قشوه قاهره فراهم شد حسامالسلطنه که نقد کارش
میدست با کمال اوقات تلخی نیز لیا نشیته هرات اعلان کرد که عازم حرکت داریم از شما مردم هرچه و هر که هست باید بمهاجرت
اختیار نموده همراه ما بایران بروید که بعد از رفتن ما نسبت بشما بیاعتدالی از افاغنه بظهور خواهد رسید از اهل تشیع بعضی
که کمتر آلوده کی وشبهت یا مجبور بآمدن بودند با موکب فرا حرکت نشستیاز نمودند و سایرین که آلودهگی شان زیاد بود در وقر حرکت
مرحوم حسامالسلطنه مثل زنان مویه مرده با هایهای گریه و زاری مینمودند و تا یکفرسنگ مشایعت آمده وداع میکردند مرحوم
حیران بودن پاریس
باونا پلیون مرحوم
فی جان لعین انگلیس بود
از بخار انگلیس بر دوی
مسلم پاریس شرائط چنده
شهد اتمام نمودند
حسامالسلطنه خود نیز آنها را دلداری میداد و گریه میکرد از آنطرف معاهده نامه جدید در مملکت فرانسه شهر پاریس با تراش
ناپلیون سیم فرانسه بین سفیر ایران و دو انگلیس ردو بدل شده و قرار بصلح دادند بدینشرایط که دولت انگلیس خلل و نقص در جامات
دولت علیه ایران گاهی از این بصلح فارس ننمایند و دولت ایران بیستقلابهرات و سایر افغانستان دخل و تصرف نماید و
حکومت هرات پادشاه ایران یکی از سرداران افاغنه که مقیم و نلجی دربار ایران اند واگذار فرمایند اما سکه و خطبه بنام شا
ایران تا دهم اگر والی هرات طرف نزاع و جدال با دولت و ملتی شود دولتین مزبور بدون رضایت یکدیگر بهیچکدام حق امداد را
با نداشته باشند بنابرین مرحوم ناصرالدین شاه بمطابق او دوری بزاد یه قبرکه حضرت عبدالعظیم مشرف شده و عددی
از سرداران افاغنه را بحکومت هرات فرمود لهذا تمام سرداران دران و غیره که در پناه دولت ایران بودند هرکدام بان
فارنز پوشیده با همرامان خود را در انتظار جلوه میدادند و منتظر بودند که رای همایون در تقویت و همراهی و محبت کدام یک از اینها
خواهد بود بعد از فراغ زیارت و صرف نهار رقم حکومت هرات را بنام مرحوم سلطان احمدخان معروف بسلطان جان افغان لد
مرحوم محمدعظیمخان کیه اور بزرگ امیر دوست محمدخان بود نوشته و او را مخلع فرمودند سایر افاغنه مایوس برگشته وقتی خلعه را
وارد شده چند عراده توپ و دو فوج و چهار هزار دست لباس نظام و دو هزار تفنگ سرپاد برای پسرای مرحوم سطلان
احمدخان با بعضی استعداد حربی دیگر بخارج طهران حاضر ساخته بودند و سردار معظم با همراهان و پسرهای خود سردار شیرمویام
دستور السکندریان
و شاه نوازخان و عبداللهخان از راه خراسان بهرات آمدند وی الورد و انحال حکمران مسالمالسلطنه شهر و نواحی هرات را باقلعهجات
که متصرف بودند تخلیه نمود بتصرف سردار مزبور دهمر ا باش واگذار کردند و تمامی سپاه عساکر پیاده و سواره ایران با فواهیمش شهبند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
