Machine transcription
نسخه اول بیان الواقعه صفحه چهارم
تربیت اطفال محرم که از قبل دولت بتعلیم فیزن مشمول بودند رفتیم در روز ششم بتجهیز اسباب دعریه بشیا و لازم سفر مشغول
بودیم روز دهم حرکت نموده برادر حضرت عبد العظیم مشرف شدیم لنجاه شام کاشیزاد بعد عظیم از دیو دادش در شب نیم
هر که اندر درگهش شبا بام آورده است تابق روز قیامت باشد از نار جحیم پس از فایض شدن ان مضجع نور در قدا منظر عزم حرکت بجا
فرسیم از راه حوض سلطان پل دلاک بقصبه قم در دو کردیم از خاک آستانه منقصه سرمه در چشم چون طوطیان شکرمشکر شان بیم
هستیم خنده دل همه زان شا ناله کوئی شراب بشه حیوان چشیده ام خلاصه ار قم منزل منزل از راه کرماشان بقصر شیرین رفته
وارد خاک دولت عتیه هوبه عثمانی شدیم بنقطه خانقین که اول نزل قلمر و دوست مرزبومست جزا و ادان تذکره و غیره که شهروم اند رفت
بودند نظر بفرم دیماس افغانی ما خیلی حترام منظور داشته و با نهایت احترام بشهر بغداد وقصبه کاظمین وارد شدیم بمنزل شیخ محمد
عرب منزل کردیم ده روز بقصبه اقامت شده در روز هاکا هی توسط راه آهن اسبی براسیاحت و داد و ستد بشاه دار از شهر
بغداد میرفتیم بمزار امام عظم وشیخ عبد القادر نیز گرا دارفته مقاصد دل حاصل نمودیم و قواعد قاسیه و زمه اسلام بجای آرد بله
اقامت ده روز بکاظمین و فیض زیارت بردن از راه دو چرخ عازم شمر من را شدیم و در آن جای طبر زیارت امامین الهمامین
و زیارت چاه مقدس حضرت قائم علیه السلام روزه شد د دو مجلس هم خدمت مرحوم حجه الاسلام عظم آقا حاجی میرزا حسن مجتهد
شیرازی مغرب ملت اثنی عشر شرف شده کسب تحقیق مسائل نمودیم بعد از اقامت شش روز عزم دحیت نمودیم بجندآ
بکاظمین در دو کرده دو روز فاصله عازم کربلای معل شدیم بنجف در دو قصد اقامت ده روز قرا دادیم
اگر چه آن ره ده ده له پیمودیم بتربت شهدای روی خونین سا سودیم زخوف پرسش در خیز ابائیان ازان زیارت معتبر د نوریزیم
و بعد از ده روزا قا مت زکربلا بره و جانب نجف رفتیم بسجا که بوسی سلطان لا کشف رفتیم چورخ محنت اندوز در آن
باستان علی تمجید با شفر رفتیم در نجف اشرف هم بصد اقامت مان ده روز بود و مجد د ا کر م مراجعت کردیم بوسطه در د د حان امامین
بیت و بخورد دیگر اقامت در یات استان ملایک مکان عصر ینوا سیده مقعد انتحت شد و دراین ایام دو معجزه از حضرت ابی الفضل
ظاهر شده و بعد از حرکت و مراجعت که بقیه کاظمین تتوجه ایران مشهد صبح در دور بکا نشان رسیدیم و بعد طهران در دو کردیم و نیشد ایکیم
در اینجا خبر وفات برادرم مجدا بو بے ہرات رسید و سندوز تعزیه اور اجبته گرفتیم و بعد از ده روزا قا مت روانه هرات شدیم وفات آن
ناکام پیش اندوه مقام اقارب و انساب شده بود و ابوی آنچه دی بهیچ کاری اقدام نفرمود تمام کار های دیوانی پوسید کی امور،
بردی با که ابا بتخویته متعلق بما خانواده بود با اموری نه بتى املاک خودمان گذارا بدستیاری عموی خود بنده مؤلف کفالت نمود در سند
بعد آن از دوفی از دولت فخیمه انگلیس بریاست کلنل پیچوی و مقصب ژرنال المزن بهرت آمد برای تعیین حد و د مملکت افغا نسان
و آنحال که با دولت بیمه روس معین نمایند ازسوار ماخانواده نیز مامور خدمت مصاحب منصبان محترم دولت انگلیس شد
مؤلف هم بدینجا ر مامور شده در میان اردو کفایت زیادی در خدمات را جعی خود بخرج داد و امیرخان هندی که مستقیم مخترم
کلنل پیچوی صاحب بود و حالا بطهران در بانگ روس مترجم مخصوص است در آن ایام بواسطه هم مذهبی با نگارنده رابطه دابت و
بعضی کار های دولتی صاحبان انگلیس از مؤلف نهان نبود واصلح صورت خود را نیز از نگارنده میخواستند و هم در آن اردو جنا
جنا بعالی سعدالدین خان حکمران عالیه ہرات بمعادله ہے صاحب منصبان دولتے از طرف امارت جلیله افغانستان منصوب پر قرا بود
و ریاست تمام اجزا و و خوانین افاغنه کها ر دو بودند با سفری الیه بود و ایحتی زحمت زیاد بجزر خوابی و الاحضرت امیر عبد الرحمان جانم
[SIDE TEXT]
جنا ب یعقوب علی خان مرزا که هیجان
نزد یک بطب رسیده بود وفات دارد
[END SIDE TEXT]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
