Machine transcription
نسخہ سوم عبر الوقایع صفحہ ۱۴
دفع سالار را نموده مصطفی قلیخان قراگوزلوی ہمدانے را بحفظ شہر مامور کرده و خود بقرالقنبر پہنچ فرسنگی
مشہد جهتہ تدبیر ترکمانا و دفع سالار راند لهذا تریکہ مرخس بوہمہ افتاده پیش کشی ہا فرستادند و عضو
تقصیر سالار را خواستار شدند مقارن اینحال مرضی شدید بنواب حمزه میرزا عارض شد و سالار و خوانش
موقع را مساعد دیده مواضعه در تسخیر مشہد نمودند آنہائی کہ در داخلہ شہر بودند اشرار و احاد را تحریک شدند
و بطغیان داد کشند تا شورشی سر پاشد و فتنہ عظمی برخواست کہ جہتہ و بہانہ آن اغتشاش در ارض اقد
ممانعت سربازان ترک از عروسی شد کہ در قراولخانہ جنب حمام شاہ جلو گیری از عروس و ہمراہانش برای
انعام نمودند و چون ماده مستعد بود اہالی سر بشورش برداشته رجب بہادر و محمد باقرخان حرد با جانه علما
و اعیان خراسان دست کشوده اقدام بقتل سربازان نمودند و جہال ہم از خدا خواستہ در عوض خلافی کہ
سربازان در ممانعت عروس نموده بودند بسیار سربازان و صاحب منصبان را در شہر بکشتند حتی در
میان صحن و بام حرم ورقہ گلدستہ ہا کہ سربازان متحصّن جستہ بودند دامان میخواستند کسی بآنہا امان نمیداد و
مقتول میکردند و جمعی دیگر را کہ بحدہ ہائی یکی دست آوردند ہمہ را بحمام شاه و در دیخان محبوس نمودند
[Marginal text: ایکہ] و اہالی از روی بام تماشائی رفتند سربازان محبوس با بحال مجرد اسحاج ہر یک از تما شائیان میگفته
[Marginal text: ایته برخورده پورپور] سُبّن اللہ پر خورده چو رگ و ز حرم ورم حم دل لقمہ نانی از سقف حمام می انداختند و بسیاری سربازان
[Marginal text: سمی توانمخدا کیجود] از گرسنگی در آن محبس تلف شدند در وز اول اینوقایع در دم ایوان مقصوره مسجد گوہر شاد حاجی میرزا
[Marginal text: نان بده] عبداللہ خوئی متولیباشی آستانہ قدس برائے اظہار بیگنانی سربازان و صاحب منصبان خدمت
مرحوم مغفور آقای حاجی میرزا ہاشم مجتہد اعلی اللہ مقامہ آمده بعضی معذرت خواہی ہا نمود و عضو تقصیر
[Marginal text: اول دری] سربازان را خواست بنا بمصلحتی آقا اینقدر فرمودند اینقدر اینہہ طرفداری سرباز انکہ بر خلاف
[Marginal text: شورش در یوم] قانون شریعت مطہرہ با اہالی شہر رفتار مینمایند مکن بمحض استماع این فرمایش آقا حضار و کسانیکہ مستعد
[Marginal text: بیست پنجم ماه مبارک] شورش بودند حاجی میرزا عبداللہ را باشمشیر ہا ریز ریز و مقتول نمودند و این فتنہ خیلی مایہ خونریزی شد
[Marginal text: رمضان] پس بصاحب منصبان ساخلو یان نظامی ہر پادشاہی ہر شہری واجب است کہ سربازان ابوابجمع خود را
[Marginal text: بود] بدرستکاری و امنیت و نیک رفتاری ترغیب و تحریص نمایند و بدسلوکی را موقوف دارند کہ بہنگام شورش
عام خوب و بد و مقصّر و بیگناه را کسی از ہم فرق نمی نماید خلاصہ سالار وقت را مساعد دیدہ بالشکرای
عزم تسخیر مشہد را نمود چون خبر شورش شہر بنواب حمزہ میرزا رسید با حالت ضعف نا خوشی عازم شہر شد
[Marginal text: و جعفر قلیخان نیز از] اہالی کہ یاغی بودند بمدافعہ برخواستند در این اوان سالار با لشکر زیادی خود را بشہر رسانید و عموم
[Marginal text: پہرات مراجعت نوہ] اہالی با و گرویدند و مردم دُہات نیز تا دہ فرسنگی ہم خیالی مردم حاضر شده حمایت از کار سالار
[Marginal text: بسالار پیوست] و اخلال بامورات ہمراہان نواب حمزہ میرزا می نمودند تا کار سالار قوتی یافتہ و در خیال برہم زدن
اردو شاہزادہ شد و ہمہ روزہ از طرفین جنگ و محاربہ در کار بود و جمعی از طرفین مقتول و اسیر
میشدند مقارن اینحال ناخوشی و ضعف بمزاج مبارک شہریار غازی محمد شاہ غالب آمده آفتاب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
