Machine transcription
(د)
این باغبان به باغستان گرا ئیده ، برنگ گلهای آن شیفته وازنکهت آن مست است، امانمیخواهد ازخمار اندیشۀخزان گلهای آرزو رنج برد . «تاگور» در يك محیط مرده يك «حیات» زنده بود، ازینرو حق داشت چنان باشد. دريك میدان جنگ، يك پرچم صلح است. که از پیوند او با عقاید باستان نشأت کرده. اختیاراین شیوۀ آسان درساحۀ سختیهای زندگی او را به بزرگی نکوئی بزرگ ساخت، ورنه مانند گمنامهای بزرگتر ازخود كوچك میماند. «تاگور»مرد خوشبختی بود: يك«شاعر فیلسوف » خوشبختر از يك «فیلسوف شاعر» است.حتی« گویته» اینحقیقترا نمیخواهد اعتراف کند. پیشوای ماجلالالدین بلخی یگانه کسیست که بنوعی گاهی دوری خودراازهر اس اینگو نه اعتراف اظهار میکند . ما که برهمۀ ارواح بزرگ درود میفرستیم، جز حکایت ازبزرگی شان نمیتوانیم . امابی شکایت هم نتوانیم بود: شایداز منصور بیشتر حکایت و کمترشکایت کرده بتوانیم .
باشد که محض ازظن خود یار این مردم باشیم . هرچه باشد، يك حقیقت در نزدمان ثابت است : تا و قتيكه فرق نيك و بد یا امتیاز زیبائی وزشتی درنزد کسی موجود است آنکس ، هر کس باشد، حدخودرا، دردائرۀ «اندیشه وپندارمحصور به عادت» نگهداشته است . بزرگی و نبوغ ، اگر وجود داشته باشد ، ازین دائره بیرون و ازین حدفراتر است .
این شیوۀ تفکر نومید کننده است ، امابه هیچ صورتمعنی افکار ازحد برین معراج روح انسانی را ندارد . ازینست که باید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
