Machine transcription
(٦٧)
وربکمال ظرفهائیکه که بوی سپرده شده است پایان ندارد .
برادر خورد او، باسر تراشیده و گندم رنگ ، تن برهنه و گل آلوده در پی وی روان است و روی زمین مرتفع، در کنار دریا، فرمایش او را انتظار میکشد .
دخترک با کوزهٔ پری که بر سر گذاشته است و ظرف برنجی درخشنده که در دست چپ خویش دارد برادرش را در آغوش گرفته سر از راه خانه میگیرد . این دختر ، این خدمتگار كوچك وشیرین مادرش ، از گرانی کارهای خانه که بدوش او گذاشته اند، چهرهٔ متین وسیمای سالخورده بخود گرفته است .
روزی من این پسر برهنه را دیدم که پاهایش را دراز کرده است.
خواهرش در میان آب مشتی از خاک را گرفته و یکی از ظروف آبنوس را پاك میکرد و دور میداد .
نزدیك آنها برهٔ کوچکی با موهای نرم در سبزه های کنار دریا میچرید .
بره نزديك پسر آمد و آواز كشيد. پسر از جا جنبید و فریاد زد .
خواهرش ظرف را گذاشت و دوید . برادر را بيك دست و بره را بدست دیگر از همدگر جدا کرد و نوازش خود را در بین این دو نسل حیوان که بيك رشتهٔ محبت با هم مربوط بودند پخش نمود .
-۷۸-
آغاز تابستان بود . چاشت گرم چنان مینمود که پایان نخواهد یافت . زمین خشك از قشنگی وحرارت نفس می کشید.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
