Machine transcription
(۲۹)
لبان شیرین تو از بادهٔ درد من با تلخی آمیخته اند.
تو از منی، از ان من هستی، در خوابهای تنهایی من جاداری.
من با سایهٔ جذبات خود چشمان ترا سیاه و تاريك ساخته ام
ای آنکه در ژرفای نگاه من فرو میروی.
من ترا گرفته و در چنبر موزيك پیچیده و پوشیده ام. تو
از منی، ازان من هستی، در خوابهای جاودان من جاداری.
-۳۱-
قلب من، این مرغ وحشی آسمانش را در فضای چشمان تو
یافته است. چشمان تو گهوارهٔ صبح و کشور ستارگان اند.
نغمه های من در ژرفای آنها ناپدید میگردد.
بگذار در آسمان عروج کنم و پهنای تنهایی را بپیمایم.
بگذار ابرهای آنرا بشگافم و بالهایم را در پرتو مهر
آن بگشایم.
-۳۲-
اگر اینهمه حقیقت دارد، بمن بگو! محبوب من اگر راست
است، بمن بگو!
هنگامیکه ازین چشم ها شراره برق می جهد ابرهای تاريك
سینه تو بآن جوابهای طوفانی میدهند؟
آیا حقیقت دارد که لبان من مانند شگفتن نخستین غنچهٔ
عشق شیرین و پر لطافت اند؟
آیا خاطرات گذشته بهاران تو رهنوز در من موجود ند؟
آیا زمین هنوز به تماس پاهای من مانند بر بط می لرزد
و نغمه ایجاد میکند؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
