Machine transcription
-۱۷۷-
دست دراز کردند و بالمقابل امیردوست محمد خان از رجعت یار محمد خان از سمت میمنه و بلخ استفاده کرده بذریعه سردار محمد اکرم خان این ولایات را بخود تابع ساخت. اما این بازی هنوز ادامه پیدا کرده و مسابقه تشدید یافت. و ضمناً امیر دوست محمدخان و سرداران قندهار برای بر انداختن یار محمد خان که درین وقت روابط او با ایران نیز بعد از توسعه جوئی و تشکیل حکومت استقلالی او خوب نبود ـ در نزد حکومت ایران وهم در نزد انگلیس ها که از اول نسبت باو نظر خوبی نداشتند صرف مساعی میکردند و درین قسمت بین امیر دوست محمد خان و برادران قندهاری اش یک قسم هم آهنگی و اتحاد بمیان آمده بود چنانچه در سال ١٢٦٧ ه ق (١٨٥٠ـ٥١ ع) کهندل خان برای جلوگیری از توسعه جوئی یار محمد خان و تصرف فراه و بکوا که دوباره تحت رسوخ یار محمد خان در آمده وسرداران قندهار آنرا متعلق به قندهار میدانستند به مشوره امیر دوست محمدخان که میخواست دشمنان خویش را یکی بواسطه دیگری از پا در آورده از تعداد و قوت آنها باینصورت کاسته راه را برای خود صاف سازد بطرف فراه لشکر کشید و تالاش پیش آمد و محمد صدیق خان پسر خود را بطرف چخانسو را عزام نمود که آنرا متصرف شد.
یارمحمدخان که شخص مدبری بود ـ قبل از جنگ به کهندل خان نوشت که چون ما و شما هر دو مخالف سدوزائی ها میباشیم باید بهم اتفاق داشته و یکدیگر خود را اعانت نمائیم نه اینکه بگردن هم افتاده زمینه را برای مخالفین خویش آماده سازیم. این را نوشته اما در عین زمان احمد خان اسحق زائی حاکم کهندل خان را از لاش هزیمت داده آنجا را متصرف شد و از راه تدبیر شیر علی خان پسر مهردل خان را که سر لشکر قندهار بود و ادار ساخت تا عقب نشیند و برای آینده از اینطرف خود را ایمن ساخت اما عمر باو و فا نکرده در راه مراجعت بهرات مریض شد و بتاریخ سلخ شعبان ١٢٦٧ ه ق (٨ جون ١٨٥١ع) در گذشت و در جوار مزار حضرت مولینا جامی در هرات مدفون گشت.
و باین صورت یکی از بزرگترین رقبای امیر دوست محمد خان از بین رفت و خانواده او نیز بزودی منقرض گردید چنانچه در موقعش ذکر خواهد شد زیر ادر اثر همین واقعات است که هرات برای بار اول از تصرف خانواده های سدوزائی و الکوزائی خارج و به خاندان محمد زائی مربوط شده و در ردیف واقعات این رساله بطرز مستقیم اخذ موقع میکند.
در خلال این رویدادها امیر انقطغن باز بغی و ر ز یدند و امیر دوست محمدخان که فکر الحاق میمنه و بدخشان را نیز در سر داشت شهزاده محمد اکرم خان را دوباره به آنطرف اعزام داشت ولی او در عرض راه در اثر مرض سل که از سابق داشت در گذشت (١٢٦٦ ه ق ١٨٥٠ع) و کار لشکر کشی به قطغن معطل ماند اما بزو دی امیر شهزاده محمد افضل خان را بعوض او بحیث حکمران صفحات شمال هندوکش مقرر کرده محمد افضل خان ولی محمد خان و محمد زمان خان برادران و عبدالرحمن خان (امیر عبدالرحمن خان) پسر خود را نیز با خود به آنطرف برد و محمد شریف خان و محمد اسلم خان برادران دیگر خویش را که اول الذکر والی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
