BrowseMukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān → page 14

Page 14

Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān · pages 1–65


Page image — the source of record

Scanned page 14 of Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān

Machine transcription

-١٦٧- نداشتند دوباره به قندهار دعوت نمودند و امیر دوست محمد خان را مجبور ساختند تا جدائی قندهار و هرات را قبول کند و سلطنت خود را باز به کابل و جلال آباد و غزنی منحصر بداند در صورتیکه سلف او شاه شجاع را همین انگلیس ها پادشاه قندهار و حتی بلوچستان هم شناخته بودند و آرزو داشتند هرات را نیز در موقع مساعد به حکومت او ملحق سازند و این دفعه که آن اساس آن قرار داد را بکلی برهم می زدند و حکومت را دوباره حق سلاله بارکزائی می شناختند هیچ مجبور نبودند آن ( ستاترکوی) سابق را مجدداً اعتراف و احترام کنند خصوصاً در حالیکه میدانستند امیر دوست محمدخان هیچگاه به این امر قناعت نکرده و اتحاد افغانستان نصب العین حقیقی او میباشد و شک نیست که با موافقه و یابی موافقه، انگلیس ها این هدف خود را بدون معطلی تعقیب خواهد نمود . پس اولین علامت عدم خیرخواهی انگلیس ها نسبت بافغانستان و حتی به شخص امیر دوست محمد خان با اصرار آنها در تجزیه افغانستان به ملوک الطوائفی آشکار شده و در حالیکه بایست برای جلب رضای ملت افغانستان و اعتماد امیر دوست محمد خان که اکنون او را بنام دوست خود خطاب می کردند علاوه از اینکه حکومت تمام افغانستان را بشمول هرات و لااقل قندهار بنام او اعتراف میکردند (و این قسمت اخیر برای انگلیس ها هیچیک اشکالی نداشت و فداکاری تازه و یا نقض کدام تعهدی را ایجاب نمیکرد ) لازم بود درین وقت که سلطنت سک ها روبه ضعف گذاشته و مشرف به تجزیه بود پشاور و دیگر ولایات افغانی را که مال افغانستان بود بقلمرو او ملحق می نمودند تا به این قسم یک همسایه متحد و صمیمی برای خود پیدا کرده و دشمنی و استخوان شکنی ها ترمیم می یافت اما انگلیس ها چنین نکردند و از راه دوستی و یکرنگی که به زبان می گفتند عملا باو جود صداقت و اعتماد امیر دوست محمدخان که به یک وعده خشک و خالی شان شورش ملی را فرونشاند و به عسکر انگلیس اجازه اشغال مجدد کابل را داد ـ و بعد در موقع عقب نشینی قوای انگلیس مردم را از آزار ایشان و انتقام جوئی مانع شد ـ بمقابل او پیش نیامدند و اتحاد افغانستان را بدون هیچیک ایجابی ٢٠ سال دیگر به تعویق انداختند . بهر حال امیر از راه پنجاب بطرف افغانستان حرکت کرده در لاهور مدت بیست روز مهمان شیر سنگ حکمران پنجاب بوده و باین قسم میان این دو دشمن دیرینه علاقه مودت برقرار شد وا گرچه شیرسنگ و سردار سلطان محمد خان برادر امیر که در لاهور بود امیر را تشویق دادند بر خلاف انگلیس با سک ها داخل اتحاد شود اما امیر نه تنها درین وقت این پیشنهاد را نه پذیرفت بلکه بعد از مراجعت به افغانستان تا سقوط سلطنت سک نیز کوچکترین اقدامی بطرفداری سک ها و یا بر خلاف انگلیس بعمل نیاورد . امیر از راه پشاور به افغانستان وارد و در سرحد از طرف وزیر اکبر خان و نواب جبارخان و نواب محمد زمانخان و سردار سلطان احمد خان استقبال گردید و وزیر اکبر خان اختیارات سلطنت را که تا این زمان بنام او عهده دار شده بود تماماً به پدر تفویض کرد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān, page 14. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1200/14 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1200/14
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record