Machine transcription
(١٦٤)
دانست بمیان میگذاشت ـ اما متأسفانه این قسم نشده و انگلیس ها از بی خبری امیر از اوضاع افغانستان و حالت زار انگلیس ها در خود هند استفاده کرده یا باو موقع ندادند که شرایطی پیش کند و یا اینکه شرایط او را نپذیرفتند و امیرهم که از مجبوریت های انگلیس ها اطلاع نداشت اصرار نکرد ـ بهر حال پس از آنکه مسائل با امیر تماما فیصله شد لارد النبره برای استرداد شئون از دست رفته عسکری و سیاسی انگلیس لازم دانست تا یکبار دیگر عسکر برطانیه بصورت مصنوعی بکابل داخل شده و یکی از شهزاده گان سدوزائی را برای چند روز دوباره برتخت بنشانند بنا بران از امیر دوست محمد خان بنام وزیر اکبرخان خط گرفتند که وزیر نامدار و دیگر سران ملی را که وجود آنها مانع صورت گرفتن این اقدام انگلیسی ها بود به عقب نشینی توصیه و امر مینمود و امیر چنان کرد و برای قناعت وزیر اکبرخان عینک و قطی نصوار خود را نشانی فرستاد و باین قسم وزیر نامدار که امر پدر را بر همه چیز اولی میدانست. بعد از آنکه تیاری کافی برای جلو گیری از قوای جنرال پالک نموده و بمقام تیزین مدخل راه کابل را بقوه ملی خوب استحکام بخشیده بود مجبور شد علی الفور قوای خود را پراگنده ساخته خود بدون داخل شدن بکابل تا بامیان عقب نشیند و راه کابل را برای پیشرفت جنرال پالک صاف سازد وحتی دیگر سران ملی را هم از قول امیر به خود داری از مقاومت توصیه بنماید . باین قسم بود که جنرال پالک با ۲۰هزار عسکر انتقامی خویش ننگ عسکری وسیاسی دولت بر طانیه را بجا کرده (؟) پس از (٥) ماه توقف اجباری در جلال آباد بطرف کابل مارش فاتحانه نمود و بدون آنکه یک گله هم رد و بدل شده باشد بتاریخ ١٦ستمبر ١٨٤٢ع (١٨شعبان ١٢٥٨) هـ ق بکابل وارد شد. فتح جنگ در حالیکه جنرال پالک وجنرال سیل بدو طرف او اخذموقع کرده و مکریگرولارنس وموهن لال در عقب سرش حرکت مینمودند درمیان فیر توپ های سلامی در بالاحصار داخل و برتخت شاهی اخذموقع کرد وخان شیرین خان وغلام احمدخان با میزائی خائنین مشهور وزارت اور ابعهده گرفتند.
جنرال پالک و اشغال کابل
موهن لال مینویسد که در روز ورود عسکر انگلیس بکابل تمام اهالی شهر خانه های خودرا گذاشته و از شهر بیرون شده بودند وجز آنهائی که در وقت عقب نشینی اردوی الفنستن با آنها کمک کرده و اکنون انتظار جائزه وانعام داشتند کسی در شهر نمانده بود . اما اینها هم در ضمن ورود عسکر انگلیس چورشدند وعسکر برطانیه به مجرد دخول در شهرسرراست داخل چته شده وجائی را که در آن نعش (مکنائن) و(تریور) آویزان شده بود ، بهوا پراندند دکانها را چور کردند وطوریکه مولفین انگلیس اعتراف کرده اند «از هیچگونه تجاوزات ناشایست در شهر خود داری نورزیدند» و باین صورت انتقام صدمه را که بشرف برطانیه وارد شده بود (بفکرخود) گرفتند غافل از اینکه میگویند :
در برگ گل دوباره که آرد گلاب را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
