Machine transcription
بدهن اژدها داد. اژدها هر قدر او را فرو میبرد خنجری که مومن آن را در کام او فرو برده بود اژدها را شق میکرد تا آنکه مومن از آن طرف اژدها بیرون شده اژدها و مومن هر دو بیحرکت افتادند .
دختر دریافت که مومن کار اژدها را ساخته است. تا انجام کار خودش چه باشد رفت و او را در آغوش کشید، پیکر مومن حرکت نمی کرد .
دیری نگذشته بود که چشم مومن باز شد. دید اژدها چون کوهی بیحرکت افتاده و شاهدخت نزديك او نشسته است خدا را شکر کرد و با شاهدخت وداع نمود .
شاهدخت زار نالید و گفت: چه خوب بود طعمه اژدها میشدم تا آنکه بدوری تو گرفتار آیم. مومن گفت: اگر به مقصد خود کامیاب شدم شاید ترا ببینم . اما کنون نمیتوانم ترا ترك نکنم. برو به قصر پدرت باز گرد و آن ماتم کده را شادی بخش . من باید بروم و اسپم را بگیرم و در پی غم و سرور خود شوم .
شاهدخت باز گشت. در سر راه مردی را دید که فرستاده مادرش بود . آن مرد از پهلوانان شاه بود او را فرستاده بودند تا ببیند اگر نشانی از لباس شاهدخت از دهن اژدها نجات یافته باشد آن را برای یادگار بیاورد .
مرد چون از دور نمایان شد و اندکی نزديك آمد پیکر اژدها را دید خیال کرد زنده است رو به فرار نهاد . شاهدخت فریاد زد: ای پهلوان از اژدهای مرده مترس .
مومن که نشانی از پوست اژدها بریده و با خود گرفته بود برای آنکه او را نبینند از راه دیگری رو بشهر نهاد. پهلوان به صدای شاهدخت بر گشته و چون دید اژدها براستی مرده است جان گرفت و با شاهدخت روان شد . شاهدخت بقصر پدر رسید . پدر و مادرش بدیدن او حیران شدند خیال میکردند که چشم شان درست نمی بیند. تا آنکه شاهدخت افسانه خود را نقل کرد. شاه فرمان داد که در سرتاسر قلمرو پادشاه باجگیر به جستجوی مومن پردازند .
مومن وقتی به شهر رسید اسپش را گرفت و بارنگی که بدست آورد قیافه خویش را تغییر داد تا او را نشناسند. پادشاه وعده داده بود که اگر مومن را
(۷۰)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
