Machine transcription
چون نزديك ميشوم می بينم برودوش زيبائی بيش نيست که فرو تراز آن
سر و گردن افراشته، پیکر او را تا دامان بريده اند، دامانيكه گل حيات
نديده و نسیم ارواح پر نشاط برآن نوزيده است.
در ميان اين كوه ها كابل، مانند نگينى كه در خاك افتاده باشد، در غبار
خاطرات من ميدرخشد.
شهر يكه كرانهاى آن تنگ است و خطهاى شكسته سنگى هوا وخاك
آنرا از هم جدا میکند ...
زیبائی آن افسانه ها دارد، اما روزهای جوانی دران افسرده میگذرد
و تصور ایام پیری دران غم انگیز است. چون پیرمرد فرز ندمردهاى،
آفتاب سوزان گرد گورستان را در چینهای پیشانی با عظمت و شکوه آن
فرو نشانده است.
کابل شکسته ترین دل باستان است که زمان آنرا بحيث يك خاطره
بزرگ ولی حزن آور، نگهداشته است. چگونه میتوان آنرا ازدل برون
کرد ؟؟
کوه های پولادی آن، چون طوق آهنینی که آنرا بر گردن مجسمه
خاکی نهاده باشند، چشمها را از فشار و سنگینی پر میکند .
برفراز آن حصاری افراشته اند که چون اژدها بگرد ساکنین آن حلقه
زده و خوف آن امیدهای شانرا احاطه کرده است . آرزوها و آزادیهای
شان در این شهر محصور است .
کابل شهر ماست: هر چه بود شهر ما بود، هر چه هست شهر ماست ،
هر چه شود شهر ما باقی خواهد ماند. سخت راضی و آرزو مندم که چنان
بود، چنین است و چنین خواهد بود.
طبیعت مارا به پاسبانی آن گماشته است، محبت وعشق مانگهبان خاطره
آن است .
(٤١)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
