Machine transcription
(٦١٧)
کاشکی خسرو غزلی سوی غزلی رودی
که ره غزنی خرم شد و غزنی خرم
بر کشیدند به کپایهٔ غزنی دیبا
در نوشتند ز کم پایهٔ غزنی ملحم
فرخی بعد از غزنه عاشق و شیدای هر گوشه وطن است کوه و صحرا دره و دریا حتی دشت های خشک و بیابر وطن نیز در طبیعت شاعر تاثیر بزرگ داشته در وصف شب و ذکر یکی از بیابان های خشک بست گوید:
روی بند از روی بکشاده عروسان سپهر
هر یک از ایشان گرفته پرده از راز نهان
آسمان چون سبز دریا و اختران بر روی او
همچو کشتی های سیمین بر سر دریا روان
من بیابانی به پیش اندر گرفته کاندر او
از نهیب دیو، دل خوناب گشتی هر زمان
ریگ او میدان دیو و خوابگاه اژدها
سنگ او بالین ببر و بستر شیر ژیان
و هم دار این چادر ستایش آبهای خروشان هیرمند و قصر سلطانی و کشتی های پادشاهی گوید:
اندر این اندیشه بودم کز کنار شهر بست
بانگ آب هیرمند آمد بگوشم ناگهان
منظر عالی شه بنمود از بالای در
کاخ سلطانی پدیدار آمد از دشت لکان
مرکبان آب دیدم سر زده بر روی آب
پالهنگ هر یکی پیچیده بر کوه گران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
