Machine transcription
(٦١٦)
دقیقی که داشت لختی از اظهار مفاخر ومناعت ملی باز آید و بخود گراید
واز شور ونوا بیاساید ودر اسرار مرموز كاينات فرورود. حتی خمریات
وشاهد بازیها و تغزلات وی نیز طفیلی همین احساسات اوست .
فرخی چنانکه شعر را خوش می گفته چنگ را تر می نواخته و شاعری شوریده
وشادمان و کشاده رو و خوش طبع بوده ـ و به آزار موری مایل نشده. در یکی
از روزها که محمد صحرا را بخون غزالان سرخ کرده شاعر بیاد چشم سیاه
یار افتاده و چندان گریسته که محمد را بروی رحمت آمده و چند آهوی
زنده بشاعر فرستاده :
مرا ز چشم و سیه زلف یار یاد آمد
فرو نشستم و بگریستم بزاری زار
در آرزوی دو زلف و دو چشم آهوی خویش
چو چشم شیران کردم ز خون دیده کنار
زچاکران ملك چاکری بدید مرا
همی ندانم بونصر بود یا کشوار
برفت و گفت ملك را که فرخی بگریست
به صیدگاه تو بر چشم آهوی بسیار
مگر که آهو چشم است یار او که شده است
بچشم آهو چشمان او جواهر بار
وجای دیگر در ستایش غزنه گوید :
روز خوش گشت و هوا صافی و گیتی خرم
آب ها جاری و می روشن و دل هایی غم
من وغزنین و لب رود در باغ امیر
چه در باغ امیر و چه در باغ درم
باغ پنداری لشکر گه میر است که نیست
تاختی خالی از مبطرد و منجوق و علم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
