Machine transcription
(٦٩٤)
غز به شگوفه آورده خورشيد تابان دمی پيدا و دمی پنهان ميشود و نيلگون ابری
چون پراکنده پيلان بر آبگون صحرای می بند در می کشايد، می گسلد بر هم می آيد
گفته های فرخی با احساسات ملی و مناعت فطری و شور جهان ستانی
آميخته است.
عنصری استاد است و سخنان پخته و متين گفته اما فرخی از پايه شاعری
فراتر رفته و بحدی احساسات مليت و وطن خواهی و شاه دوستی دروی استيلا
کرده که منويات خود را بدون انديشه و هراس آشکارا به سلطان پيشنهاد داده
و باوی چون خواجگان و سپهبدان در امور مملکت سخن رانده . چون سالاران
و سرداران ملی توده را در مقابل بيگانگان برانگيخته و نهيب داده و بيدار
کرده و فرمان رانده است. آرزوهائی را که برای عظمت وطن داشته می توان
از اين سخنان او دانست:
وقت آن آمد که در تازد بروم
نيزه اندر دست و در باژو کمان
تاج قيصر برسر قيصر زند
هم چنان چون بر سر خان چتر خان
خوش نخسبم تانکو بد فرخی
شعر فتح روم را بر کوی و خوان
جای دیگر در آرزوی فتح ری گوید:
ری را بهانه نيست ببايد گرفت ری
وقت است اگر بجنگ سوی ری کشی عنان
اين چاهه ی یگان و دو گان قرمطی کشی
زيشان به ری هزار بيابی بيك زمان
بستانی آن ديار و ببخشی به بنده
بخشيد نست عادت و خوی خدایگان
جای ديگر گويد:
بغداد وزانسوهم ترابودی کنون گرخواستی
ليکن نگهدار ی همی چاه امير المومنين
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
