Machine transcription
(٥٢٨)
منوچهری در این معنی گوید :
هشتاد و دوشیر نر کشتست به تنهائی
هفتاد و دو من گرزی کردست زجباری
در کودکی ورزشهای صعب می نمود وسنگهای بزرگ را برمی داشت و در برف ها و هوای طوفانی خود را عادت میداد به شکار شیر سخت مایل بود همیشه در جنگل های ادرسکن و فراه شکار شیر میرفت و با کمال دلاوری باشیران خشمگین می آویخت وقتی باو جود آنکه تب ربع داشت هشت شیر را بکشت همیشه در شکار شیر اول خشت می افگند و اگر آن کار گر نمی آمد نیزه می گذارد
پدر از کودکی ویرا به حسن اخلاق و پابندی دین توصیه می نمود چون او را بهرات فرستاد ونائب الحکومه آنجا مقرر کرد به سلطان خبر دادند که وی در باغ عدنانی عمارتی ساخته و بر دیوارهای آن صورت های الفیه و شلفیه را رسم کرده و آنجا بفسق مشغول میشود. سلطان محمود سخت بر آشفته شد و فرمانی بقلم خودنوشت و آن قضیه را تحقیق کرد اگر بیشتر حره ختلی خواهر محمود پیام خفیه به مسعود نمی داد سخت مفتضح می شد .
مسعود در سخاوت و جوانمردی کم ازپدر نبود در يك شب بزينبي شاعر يك پیل وار درم بخشیده بود وبهانه می جست تا به ندیمان و چاکران و خادمان خوداحسان نماید .
بسیار نرم و باحیا بود بیهقی می گوید وقتی در غزنی از فراشان چرمها سر زدسلطان امر داد که آن بیست فراش را بیست چوب زنند کوتوال پنداشت که هر يك را باید بیست چوب زد چون یکی از ایشان را سه چوب زدند فریاد بر آورد سلطان شنید گفت ما گفته بودیم هر يك را يك چوب بزنند آن را نیز بخشیدم . مسعود شخص عالم و فاضل بود در هندسه آیتی بود و چون در مجمعی خطابه می راندهمه را تحت تاثیر می گرفت از مسعود پنج پسر ماند مودود مجدود وسعید - عبدا لرزاق امير الشاه -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
