Machine transcription
(٥٢٦)
تصمیم خود اقدام کرد و خزانه های محمودی و سپاهتگینی را با خود برداشت و محمد و پسرانش را نیز با خود برد و اموال و سامان و نفایسی را که در قلعه ها ذخیره بود (۱) بسه شتران حمل کرد و راه هندوستان پیش گرفت چون نزد يك رباط ماريكله رسیدند غلامان و سپاهیان بی باك همین که چشمشان به خزاین زروسیم و جواهر افتاد دست بغارت کشادند و مقداری از ان برداشتند دیگران نیز از ان ها پیروی کردند و خزاین محمودی را برباد نمودند و چون دیدند از سیاست مسعود ایمن مانده نمیتوانند . به محمد سلام نمودند و ویرا به پادشاهی برداشتند چون مسعود دید موقع حرب نیست برباط ماریکله پناه برد و فردای آن بیرون شد و هرچه سعی کرد بجای نرسید دوباره برباط اندر آمد و مردم نیز دور آن رباط را گرفتند وان سلطان بزرگ و دلاور را بیرون آوردند و بند برپا نهادند (۲) ابن اثیر می نگارد چون سلطان مسعود در رباط ماریکله محصور گردید مادرش او را توصیه کرد و گفت خود را به محمد تسلیم کن چون ویرا نزد محمد آوردند گفت من از تو انتقام نمی کشم و مقابله بالمثل نمیکنم هر جا خود اختیار می کنی ترا با زنان و فرزندانت می فرستم که آسوده باشی مسعود قلعت کیلی را اختیار کرد چون سلطان را به قلعه کیلی می بردند از برادر پول خواست او پنجصد درم فرستاد مسعود گریست و گفت دریغا چها تا دیروز گنجهای جهان مرا بود و امروز به درهمی نیازمندم و آن درهم را نگرفت و همان قاصد که این دراهم را آورده بود هزار دینار از مال خود به سلطان تقدیم داشت . فرشته می نگارد سلطان گفت دریغا دیروز سه هزار شتر خزاین مرا بر می داشت و می گریست آن دراهم را مسترد کرد و هزار دینار دیگر نیز از خویشان خود گرفته به آن قاصد بخشید . محمد چون
(۱) نام این قلعه ها را گردیزی چنین می نگارد: دیدی رو، منديش ،نیای لامان (مرنج) ماهد کلات .
(۲) گردیزی.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
