Machine transcription
(٥١٨)
گفتند امیر را که اینجا فرود باید آمد که امروز کاری شده رفت و دست
ما را بود گفت این چه حدیث است لشکری بزرگ راهست و هشت چاه آب چون
دهد یکبارگی به سر حوض رویم و چون فرود آمدیمی که بایست حادثه بدین
بزرگی بیفتد رفتن بود و افتادن خلل که چون امیر براند از آنجا نظام
بشکست و غلامان سرائی از اشتر بزیر آمده و اسپان ستدن گرفتند از غازیان
از هر کس که ضعیف تر بودند بیهانه آنکه جنگ خواهم کرد و بسیار اسپ
بستدند و چون سوار شدند به آنکه بشب اسپان تازی و خفلی خسته بودند یار
شدند و بيك دفعت سیصد و هفتاد غلام با علامتهای شیر برگشتند و بترکمانان
پیوستند، آن غلامان که از ما گریخته بودند بروز گار پور تکین بیامدند
و یکدگر را گرفتند و آواز دادند که باویا، وحمله کردند به نیرو
و کس کس را نه ایستاد و نظام بشکست و از همه جوانب و مردم ما همه روی
بهزیمت نهادند امیر ماند با خواجه عبدالرزاق احمد حسن و بوسهل و بونصر
و بوالحسن وغلامان ایشان و من و بوالحسن دلشاد نیز بقدر آنجا افتاده بودیم
قیامت بدیدیم در این جهان و بیكغدی و غلامان در پره بیابان میراندند بر اشتر
و هندوان بهزیمت بر جانب دیگر و کرد عرب را کس نمیدید و خیلتاشان
بر جانب دیگر افتاده و نظام میمنه ومیسره تباه شده و هر کسی میگفت نفسی
نفسی و خصمان در بنه افتاده میبردند و حمله ها به نیرومی آوردند و امیر ایستاده
بس حمله بدو آوردند و وی حمله به نیرو کرد و حربه زهر آگین داشت و هر کس
را زد نه اسپ ماند و نه مرد و چند بار مبارزان خصمان نزديك امير رسيدند
آواز دادند و بيك ديك را نيز و بديدندي و باز گشتندی واگر این پادشاه را آنروز
هزار سوار نيك بدست یاری دادندی آن کار را فرو گرفتی ولیکن ندادند
و امیر مودود را دیدم (رضی الله عنه) خود روی بقربوس زین نهاده و شمشیر
کشیده بدست و اسپ می تاخت و آواز میداد لشکر را که ای ناجوانان
مردان سواری چند سوی من آئید البته يك سوار پاسخ نداد تا نا امید نزد يك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
