Machine transcription
(٥١٤)
در این وقت اطلاع رسید که طغرل دوباره به نیشاپور رفت و داؤد بسر خـس
مقام نمود و دیگر انش به نسا و باورد رفتند .
عید در هرات با تجمل تمام سپری شد
جشن مهر گان نیز مصادف با (۲۷) ذی قعدۂ الحرام در هرات برپا گردید
شعرا قصاید تهنیت خود را خواندند. سلطان بر مسعود رازی خشم گرفت که
چند بیت در نصیحت وی گفته بود و به تلخی این سخن حق دیگر شاعر ان نیز
از صله محروم شدند و مسعود رازی بهند وستان تبعید شد نصیحت وی
در این دو بیت بود :
مخالفان تو موران بدند و مار شدند برار زود زموران مار گشته دمار
مده زمان شان زین بیش و روز گارمبر که اژدها شود ار روز گار یابد مار
آوازه قدرت تر کمانان سلجوقی و عجز سلطان در مقابل سرتاسر مملکت
را فرا گرفته بود. هر روز از ماوراء النهر نیز اطلاعات موحش و هولناك
می رسید چنانچه خبر آمد که تر کمنان به پورتگین یاری داده اند و وی
با پسران علی تگین چند بار جنگ نموده ونزدیك است آن ولایت را از وی باز
ستانند و خندان پسر التونتاش نیز که در کمین بود و این روز را از خدا
میخواست با ترکمنان راه مراوده باز کرده وحتی چندان معنویات مردم
مشوب شده که پیر زنی را دیده بودند كه يك دست ويك پاى و يك چشمش
معيوب بود با اين حال تبری در دست از آمو می گذشت و می گفت شنیده ام
در خراسان گنج ها را از زمین بر می آرند و می برند من نيز ميروم ناحصهٔ
خود را بستانم - و درعین این بوالحسن عبدالجلیل که از ندمای سلطان
بود خواست خدمتی کند بسلطان پیشنهاد داد که چون آوان جنگ است
بايد هريك از مأمورین سلطنتی موظف گردند که بقدری که سلطان معین
می کند بخزینه دولت امداد دهند این امر نیز سران وبزرگان را مضطرب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
