Machine transcription
(٤٩٢)
چون اسیران را نزد سلطان فرستادند سلطان از خشم زیاد امر داد آن ها را در پی پیلان هموار نمودند —
خواجه احمد عبدالصمد که برای انتظام امور تخارستان وختلان رفته بود در سرخس به موکب سلطان پیوست — ورای عمومی بران قرار گرفت که سلطان به سرعت تمام جانب مرو رود اما سلطان برخلاف فیصلهٔ عمومی از رفتن مرو باز ایستاد و اراده کرد که بسوی نیشاپور رود هر قدر خواجه بزرگ احمد عبدالصمد و ابونصر مشکان و دیگر بزرگان عرض کردند مفید نیفتاد زیرا همان يك شکست ظاهری که تر کمن ها از مرو یافته بودند سلطان را مطمئن گردانیده بود و عهدی که علی تکین دو سال قبل با التونتاش بسته بود و خاطر سلطان را از دوروئی خانان آسوده ساخته بود سلطان مسعود به نیشاپور آمد و در آنجا اطلاع رسید که علی تکین فوت کرد این خبر سلطان را بیشتر مطمئن گردانید واراده کرد جانب دهستان رود و از آنجا به آمل شود زیرا سلطان را گفته بودند آمل نهایت معمور است وسلطان می تواند از آنجا مبالغ زیادی بنام خراج و باجی که باقی مانده تحصیل نماید —
سلطان در ین موضوع با وزیر ورئیس دیوان رسالت مشورت کرد آن ها رفتن سلطان را دور از مصلحت دانستند و گفتند بهتر آن است که سلطان به مرو رود زیرا مرگ علی تکین کارها را دگرگونه می نماید و بسیار ممکن است خان او خاسته با ترکمانان بسازد اما سلطان به مشورهٔ آنها اهمیت نداد. و جانب دهستان و گرگان حرکت نمود چون به گرگان رسید با کالیجار با تمام حشم خود به ساری رفته بود سلطان با وجود آنکه با کالیجار پسر خود را فرستاد و اظهار خلوصیت نمود و گفت هر چه سلطان بخواهد می پردازد جانب ساری روان شد و خواست بهر نوع باشد دشمنی را که همیشه فرصت می جوید و هنگام نیر و باز است ووقت ضعف و ناتوانی هر چه از دستش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
