Machine transcription
(٤٨٨)
بر سالار هندو گمان ساخت و سلطان در صدد آن بر آمد که بجای وی تاشک هندو را
منصوب سازد و هنوز این قضیه فیصله نشده بود که «ستی» پسر التونتاش
خوارزم شاه از بام افتاد و سلطان سخت غمگین شد و بر مرده او بگریست ولی
مردمان به هارون برادرش طوری دیگر ابلاغ کردندو فهمانیدند که سلطان ستی را
کشته است و این قضیه چنانکه در آینده دیده میشود سبب فتنه خوارزم گردید (۱) وهم
چنان از ختلان راپورت دادند که مردمان آنجا شورشی برپا کرده اند
و سلطان خواجه بزرگ را فرمان داد تا به بلخ و طخارستان رود و امور آنجا را
انتظام دهد و بوبکر مبشر را نیز باوی نامزد کردند تا اطلاعات و گذارشات آن
وزیر دانشمند را روز بروز بدربار اطلاع بدهد .
چون خواجه احمد حرکت نمود . تاشک موقع را غنیمت دانسته پیشنهاداتی
به سلطان تقدیم کرد سلطان پیشنهاد او را قبول فرمود و وی را در امور هند
اختیار عام و تام ارزانی کرد و فعاله ما برید قرار داد. چون بهندوستان رسید
هندوان را بر احمد نیالتگین بر انگیخت و جنگ نمود تا سالار هند را گرفته
کشت و اموالش را غارت نمود و بسر که آن سالار پردل جنگجو رضای سلطان
را حاصل کرد . ابن اثیر این مسئله را بصورت دیگر نگاشته و میگوید چون
مسعود از غزوات هند باز گشت احمد سر بغاوت برافراشت و از نزد عساکر
سلطان گریخته به بهاطیه رفت و از رئیس آنجا عنقاً کشتی ها گرفت که از
دریا عبور نماید کشتی بانان به مصلحت رئیس شهر آنها را فریب داده در یکی
از جزایر غیر مسکون فرود آوردند و خود باز گشتند احمد و همراهانش در
آنجا از گرسنگی نزدیک بهلاکت رسیدند ملازمان رئیس شهر آمده اکثراً
(۱) ابن اثیر موضوع افتادن پسر التونتاش را از بام نام نمی برد و بلکه بنام
(ستی یا داستی) پسرت به التونتاش قایل نمیشود و میگوید از وی سه پسر مانده
بود که هارون ، اسمعیل و رشید نام داشتند و سبب بغاوت هارون تنها مخالفت وی را
با عبدالجبار می داند ۲۱۰ ج ۹ تاریخ کامل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
