Machine transcription
(٤٤٩)
مسعود مرد مبارز و فاتح ودلاور بود و مردم را بیشتر به وی اعتماد بود. محمد
مردی عیاش و خوشگذران و عالم و شاعر بود ولی در در اواخر ولایت عهد را
به وی سپرده بود و محمد را بر مسعود ترجیح می نهاد فرخی چند جا با ین مسئله
اشارت می کند چنانکه گوید:
ستوده پدر خویش و شمع گوهر خویش بلند نام و سرافراز درمیان تبار
همه جهان پدرش را ستوده اند و پدر چومن ستایش اورا همی کند تکرار
و يك مرتبه که سلطان به محمد دوات مرصع فرستاد فرخی گوید :
چرا دوات گهر داد شاه شرق بوی درین حدیث تامل کن و نکو بنگر
دوات را غرض آن بود که اندرو قلم است قلم برابر تیغ است بلکه فاضل تر
ملوك را که و بیگا ه پیش دشمن خویش قلم بمنزلت لشکری بود بی مر
و حتی از خلیفه بغداد درخواست کرده بود که در نامه های که به غزنه می نگارد
نام محمد را پیشتر از مسعود نویسد و خلیفه نیز چنین کرد.
محمد نیز سعی داشت بهر وسیله باشد در میان پدر و برادر غبار کدو رتی
بر انگیزد و زمینه را بخویشتن مساعد گرداند.(۱)
ابو نصر مشکان می گوید هنگامیکه نامه خلیفه را به آن ترتیب در بار گاه محمودی
بخواندند بر ما و همه امرا و بزرگان گران آمد چون مسعود از در بار خارج
شد منکه بونصر مشکانم در عقب مسعود بر فتم و گفتم تا خیر لقب مبارك در نا مه
خلافت بر ما و همه گران آمد مسعود به شمشیر دست بردو گفت السيف ا صدق
انبا من الكتب (۲) یعنی شمشیر در خیر از نامه ها راستگوتر است.
ابونصر میگوید تا من باز گشتم مخبران قضیه را به سلطان باز رسانیده بودند
مرا بخواست و از موضوع جویا شد ما جرا گفتم سلطان گفت مسعود راست گفته
و پس از من سلطنت را به محمد نمی گذارد اما چه میشود تا زنده ام روزی چند
محمد را بناز و آسوده بینم .
(١) ص ١٤٦ بيهقى
(۲) این مصرع از قصیده معروف ابو نظام طائی مینا شد فی حده الحدبين الجد واللعب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
