Machine transcription
(٤١٠)
علی حاجب او را بدید کس فرستاد گفت فرود باید آمد تا پیغامی که دارم
بگزارم در وقت مجدالدوله رسید تا خریشتها و خیمه بزدند و فرود آمدند و علی
حاجب فرمود تا درهای شهر بگرفتند و هیچ کس را رها نکردند و نگذاشتند که
از در شهر کس بیرون آمدی و یا در شهر شدی تا خبر مجد الدوله پوشیده
بماند وعلی حاجب او را اندر آن خریشته موقوف کرد و سلاحی که
باوی آورده بودند همه بستد و حاجب علی وابوطالب چـدر روز انـدرآن
خیمه موقوف بود و حاجب علی سوی امیر یمین الدوله نامه نوشت و
از صورت حال خبر داد و جواب باز آمد پس ابوطـالـب را باشت مرد
دیگر برسر اشتر نشاند و به نزديك امير محمود فرستاد وامیر محمود فرمود
تا او را سوی غزنین بردند و تا آخر عهد آنجا بماند وامیر یمین الدوله بری
آمد و شهر بگرفت بی هیچ رنج و تکلف و خزینه های بویان که از سالهای بسیار نهاده
بودندهمه برداشت مالی یافت که آنرا عدد ومنتها پدید نبودی و چنین خبر آوردند
امیر محمود رحمة الله علیه را که اندر شهر ری و نواحی آن مردمان باطنی مذهب
و قرامطه بسیار اند بفرمود تا کسانی را که بدان مذهب متهم بودند حاضر
کردند سنگریز کردند وبسیار کس را از آن مذهب بکشت و بعضی را
به بست وسوی خراسان فرستاد و چند گاه بری قرار کرد تا همه شغل های آن
پادشاهی را نظام دادو کار داران نصب کرد وولایت ری واصفهان به امیر مسعود
داد فتح ری درجمادی الاولی سال ٤٢٠ بود .
ابن اثیر در الکامل می نگارد سلطان محمود مجدالدوله را احضار کرد
پرسید که شاهنامه و تاریخ طبری خوانده ئی گفت بلی گفت حال کسی که این
کتابها را خوانده باشدچون تو نمی باشد. گفت شطرنج باخته ئی گفت بلی گفت
در بساط شطر نج دوشاه در يك خانه دیده ئی گفت نی. گفت پس ترا چه بران داشت
که اختیار خود را به کسی دادی که از تو بزر گتر است(۱)در منزل مجدالدوله پنجاه
(۱) صفحه ١٥٥ جلد ٩
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
