Machine transcription
(٣٤٠)
ابن سوری چون دید سلطان بروی چیره شده و مردان غوری اسیر کشته
اند دیوارهای آسمان سای آهنگران بخاک برابر گشته - جهان بروی
تاريك شد و مرگ را برخواری ترجیح نهاد و دیگر نخواست با بازوان بسته
وبال و پر شکسته آشیان بلند وقلل سنگین غور را بدرود گوید و روز گار
در وی بخواری فرا نگیرد زهر یکه زیر نگین داشت مکید و طومار
حیات را به خاتم مرکب مسجل گردانید ـ و در مقام کندن جان سپرد.
تا این وقت غور شرقی فتح شده بود و هنوز قسمت جنوبی شرق غور به حال
پیشینه بود.
حمله دوم:
سلطان در سال ٤٠٥ از راه بست به غور لشکر کشید تا حبت خوا بن
و قلاع منیع آن را تسخیر نمود بیهقی آنجا که میخواهد ولایت مسعود را
در عهد محمود ذکر کند از این جنگ نامبرده و دیگران آنرا فرو
گذاشته اند بقول بیهقی خوا بن ناحیتی از غور بوده و بزمین داور منتهی
میشد ـ محمود این جنگ را فتح کرد و مسعود نیز باوی بود و یکی
از سرداران غور که از قلعتی دفاع میکرد به تیر مسعود کشته شد و از دیوار
قلعه بزمین افتاد و این باعث شد که سلطان خوابن را فتح کند غوریان
را هزمت افتد و مسعود طرف عنایت پدر قرار یابد (١)
حمله سوم :
در سال ٤١١ سلطان تسخیر ناحیت شمال غربی غور را که به (تب) موسوم
بود قصد کرد و مسعود را که دران وقت فرمانده هرات بود امر داد که
آن ناحیت را تسخیر نماید .
و از آن جا جانب ناحیه رزان (٢) حرکت کرد مردم رزان بعضی
قبلا" گریخته بودند و بقیه امان خواستند و از آن جا به ناحیت درعبش بت
(١) در حدود خوابن یاقوت و ابوالفدا ذکری نکرده .
(٢) رزان بنام رباط ازان در حدود غور موجود است.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
