Machine transcription
( ٣٣٩ )
حمله اول :
چون سلطان دید ابن سوری امیر توانا و مبارز مندیش از مراودتی که در روز گار سبکتگین با غزنه داشت سرباز زده، گاهی امر میدهد که از هم جواران غور مالیه ستانند و گاهی میگوید خراجی را که به غزنه میپردازند ندهند.
در سال ٤٠١ آهنگ غور نمود و پیش از خود التونتاش والی هرات و ارسلان جاذب حکمران طوس را با طلایه سپاه به غور فرستاد و خود متعاقباً حرکت نمود. غوریان راه را بر غزنویان بستند و بر فراز کوه هادر کمین نشستند و سنگرها ساختند و با شهامت فوق العاده بکار دفاع پرداختند سالاران محمود نتوانستند کاری از پیش برند سپاهیان غزنه رو بهزیمت نهادند در این حال خود سلطان با سرعتی که مخصوص وی بود بر ساقه لشکر رسید و منهز ما نرا دلداد و با سپاهی که در رکاب خود داشت بجنگ آغاز نمود. ابن سوری به آهنگران متحصن شد بازهم مقابل شجاعت غوریان و موقعیت نظامی غور کاری از پیش نرفت سلطان مجبور شد که بخدعه حربی پردازد به سپاهیان خود متدرجاً فرمان باز گشت داد و مهارتی بخرج رسانید که غوریان از کمین گاه ها برآمدند و از دره های تنگ و حصار منیع به میدان فراخ با عساکر محمود روبرو شدند.
با وصف اینکه قسمت بیشتر قوای محمود شایع شده بود سلطان حکم حمله داد و غوریان که غافل بودند منهزم گردیدند خود ابن سوری با پسران و صاحب منصبان خود اسیر گردید ـ سلطان نظر به علایق هم وطنی و اینکه نمیخواست یکی از خانواده های گرامی مملکت بدست اوضایع شود حکومت غور را به پسر دیگر ابن سوری که ابوعلی نام داشت و با سلطان دوست بود سپرد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
