Machine transcription
(۳۰۰)
ای خوبتر ز بیدار و بیهای ارمنی
آنجا که موی تو همه بر زن بزیر مشک
اندر فرات غرقم تا دیده با منست
از انگبین بسی سخن تلخ مز چرا است
مفکر بماه انورش تیره شود ز رشک
خرم بهار خواند عاشق ترا که تو
ما را جگر بتیر فراق تو خسته گشت
ای پا کتر ز قطره باران بهمنی
و آنجا که روی تست همیشه بر همنی
واندر بهار حسنم تا تو بر منی
در یا سمین بری تو بدل چونکه آهنی
مگذر بباغ سرو سهی پاک بشکنی
لاله رخ و بنفشه خط و یا سمن تنی
ای سیر بر فراق بتان نيك جوشنی
* * *
الا یمس ده آن داروی لبتزند
چو جان عاشق سوز ان چو روی حاسد زرد
زما له دیده فراوان و دیر مانده به بند
ز مهر پخته و نا یافته ز دود گزند(۱)
* * *
نیکو گل دو رانگ را نظر کن
یا عاشق و معشوق روز خلوت
ابو طیب مصعبی
در دست بزیر عقیق ساده
رخساره به رخساره بر نهاده (۱)
ابن مرد سیاست و تدبیر از ادب نیز بهره کافی داشت
وی در جمله رجال بزرگ قرن چهارم بشمار می آید.
وی از شاعران استاد و ماهر در زبان دری و عربی بود. قصیده در تعریف «جهان»
دارد و در آن با لهجه نقد و انتقاد آمیز از زیاده رویها و ناساز گاریها،
از زشتی وزیبایی های آن بی پرده سخن گفته :
جها نا همانا فسوسی و بازی
چوماه از نمودن چوخور از شنودن
چوزهر از چشیدن چوچنگ از شنیدن
چو عود قماری و چون مشک تبت
که بر کس نپایی و با کس نسازی
بگاه ربودن چوشاهین و بازی
چو باد از بزیدن چوالماس گازی
چو عنبر سرشته یمان و حجازی
(۱) سخن وسخنوران ص ۲۰
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
