Machine transcription
(٢٤٤)
خلف با كمال رشادت از قلعه ارگ که در تپه بلندی قرا ر داشت
و در را دور آنرا خندق عمیقی کنده بود ند ، دفاع میکرد ، عتبی
مولف تاریخ يمینی در تعريف آن قعله می نویسد :« ... که مصاعد آن
قعله با فلك همراز بود و با ملك هم آواز . سطح او سمك سما ك می سود
دیده بان او زمز مۀ ملك می شنود و شهاب از اوج شرف ا و میتا فت
وسحاب در حضیض او جا مه مهلهل می بافت ..» (۱)
هفت سال تمام گذشت و هنوز عقده از کار سیستان گشوده نگشت ،
در خلال این مدت روا بط سپه سالار وابو الحسین تیره تر شده رفت تا
ا ينکه ابو الحسین را از منصب سپه سالاری خلع وعوض او ابو العباس
تا ش را مقرر داشتند . در اول و هله ابو الحسن حا ضر نبود گر دن
انقیاد بگذارد چنا نچه مخالفت خود را هم در مقابل رسول در بار
نشان داد اما بعد اً پشیمان شده و منتظر خدمت شد . وی مدتی را
در قهستان گذرانید تا اینکه فرمان کشایش سیستان بد و ا بلاغ شد و او
هم بلادرنگ به سیستان رفت و با استفاده از دوستی خود خلف را متقاعد
سا خت تا حصار ارگ را به حسین بگذارد .
خلف آنجا را تخلیه کرده و بقلعۀ طاق رفت وخطبه بنام امیر نوح ثانی
خوانده شد . ابو العباس تاش با چند نفر از معاونین خود مثل فایق
الخاصه و نصر بن طز شرابی و جمعی از وجوه لشکر و امراء و معاریف
دولت بسوی مقصد روان شد ند . مقارن این زمان میان پسران
ركن الدوله دیلمی معارض دولت سامانی بهم خورده فخرالدوله از دست
عضدالدوله گریخته و از نزد شمس المعالی قابوس و سپس به
همرا هی قابوس که از عضدالدوله ومویدالدوله شکست خور دند به پناه
(۱) ترجمۀ تاریخ یمینی ص ٠ ٥ و ٦ ٥ و تاریخ گزیده ص ٣٨٦٠
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
