Machine transcription
(١٦٣)
و در بغداد به آن چندان علاقمندی نداشته اند اهتمامی نکرده اند.
رویهمرفته راجع بخط سیر یعقوب دو روایت موجود است. اول روایت
تاریخ سیستان که طبری ووفیات الاعیان وزین الاخبار تاحدی موید آنست
دوم روایت ابن اثیر و ابو الفداء.
بنا بر روایت اولی یعقوب بن لیث در ربیع الاول سنه ٢٥٨ از سیستان بعزم
محاربه با پسر رتبیل حرکت نموده بزابلستان رفت و پسر رتبیل را که در
قلعه ای لامان پناهنده شده بود اسیر گرفت. سپس براه بامیان به بلخ که
در آنوقت بدست داود بن العباس بود رفته شهر و کهندژ را بتصرف خود در آورد
و از آنجا بهرات باز گشت. طبری هم برسبیل استطراد باین لشکر کشی اشاره
نموده روایت فوق را تائید میکند، چه در حوادث سنه ٢٥٧ مینویسد که در
ربیع الاول رسول یعقوب آمد با تحف و هدایا و بتها و اظهار نمود که یعقوب آنرا از
کابل گرفته است و باز در حوادث سنه ٢٥٩ مختصر اشاره میکند که یعقوب از
بلخ بقهستان آمد. ازین معلوم میشود که یعقوب اولا بکابل رفته از انجا اصنام را
بحضور خلیفه فرستاد و بعد به بلخ لشکر کشیده و بخراسان مراجعت کرده است.
عبارت وفیات الاعیان که مینویسد در جمادی الاخر سنه ٢٥٨ از احوال
یعقوب به بلخ به بهرام خبر رسید و از انجا در ذی القعده ٢٥٩ به نیشاپور آمد
(١) نیز تا حدی موافق بروایت فوق است.
روایت دیگر که ابن اثیر اظهار نموده اینست که یعقوب بدوا به بلخ رفته
پس از تصرف شهر مذکور و تخریب ابنیه آن بکابل لشکر کشیده و رتبیل
را اسیر و اصنام او را غنیمت گرفته براه بست به سیستان مراجعت کرده است.
روایت اولی که تاریخ سیستان و طبری ذکر نموده قویتر
و صحیح تر است. تاریخ سیستان حرکت یعقوب
(١) وفیات الاعیان ص٤٧٣ جلد ١
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
