Machine transcription
(٤)
تاریخ
سامانیان و امرای خراسان
پیش از خروج ابومسلم خراسانی هنگامیکه هنوز خلافت در دست امویان بود و اسد بن عبدالله القسری از جانب (هشام بن عبدالملك) بر خراسان حکومت داشت سامان خدا در بلخ حاکم بود. گویند انقلابی در شهر رخ داد و اسد القسری در فرونشاندن آن با سامان خدا كمك نمود. از آن به بعد سامان خدا، بلخی کیش زردشتی خود را رها نموده و بدین مبین اسلام گرایید. مصاحبت اسد بر حاکم بلخی تأثیر زیاد وارد آورد.
و او را در سلك ارادتمندان و دوستان کشید بحدی که سامان خدا، بعد از فوت اسد القسری بیاد او یکی از فرزندان خود را بنام وی موسوم ساخت.
این اسد صاحب پسرانی رشید و بکمال گردید. فرزندان وی در هنگام ولایت عهدی مأمون بنا بر خواست او در رفع فتنه خراسان كمك مؤثر کرده شهرت خوبی برای خود کمائی کردند و مخصوصاً مأمون کفایت و شجاعت فطری ایشانرا به نظر خوب دیده بدانها احترام زیاد قائل شد وقتیکه ولیعهد برای احراز مقام خلافت جانب بغداد می شتافت غسان بن عباد را والی خراسان مقرر کرده و بدو سپرد تا فرزندان اسد را به حکومتهای ایالات منصوب دارد.
همان بود که بعد از آن پسران اسد به مراتب عالی رسیدند و هر کدام شان يك حصه از خاکهای ماوراءالنهر و خراسان را زیر فرمان گرفتند.
نوح ابن اسد که مردی دارای صفات عالی بود و قوت کافی بهم رسانده بود بحکومت سمرقند منصوب شد. یحیی پسر دیگر حکومت چاچ (شاش) و اسپیجاب را اختیار کرد. او مردی بی باك و صاحب قوت بود، استعداد زیاد برای فرمان روایی داشت.
الیاس که حکومت هرات و خاکهای مجاور آنرا اداره میکرد، مردی آزموده و با جرئت بود. لاکن احمد که حکومت فرغانه یافته بود از دیگران بزرگتر، دلیرتر، زورمندتر و داناتر بار آمده بود.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
