Machine transcription
(۲۸)
و همراه ساختن چند نفر عسکر، محبوسین را رهایی داده و هنگامهٔ عجیبی
در بخارا برپا نمود. رهایی یافتگان خزائن و قصرهای نصر را بغارت بردند
و در اثنای این اغتشاش آتش سوزی مدهشی هم در محلهٔ گردون کشان
واقع شد و همهٔ آن محله بسوخت. بمجرد شنیدن این واقعه امیر سعید
از نیشاپور حرکت کرده و ابابکر محمد بن مظفر
سرکردهٔ سپاه را از جرجان طلب کرد.
امیر سعید با همراهان به شهر رسیده و محمد بن عبدالله بلعمی به پسر
حسین مرورودی که در سپاه ابوبکر با بود نوشت تا ابوبکر خباز را
که قرماندائی اغتشاشیون یافته بود دستگیر کند. او هم فرمان وزیر را بجا آورد.
با عبور امیر سعید از دریا یحیی به نواحی چغانیان گریخت و چون در آنجا
ابوعلی پسر ابوبکر محمد المظفر را دید به ترمذ رفت و باز از نهر گذشته
وارد بلخ شد قراتگین که آنوقت در بلخ می بود با یحیی هم دست شده و هردو
بسوی مرو خارج شدند. یحیی با ابوبکر محمد بن المظفر حکمران نیشاپور
بنای مکاتبه را گذاشته و او را به لطف خود امیدوار ساخت محمد ظاهراً
وعدهٔ مساعد داد و بعزم قدمبوسی!! به سوی مروروان شد اما از نیمهٔ راه عنان
بطرف هرات و فوشنج گردانده و رفتار خود را تیز تر کرد. بلافصله هرات
را بعزم چغانیان ترک گفته از راه غرجستان روانه مقصد شد. یحیی که از آمدن
او باخبر شده بود لشکری بمقابله روانه کرد. جنگی مدهش در همان حدود
رخ داد. محمد ایشانرا منهزم ساخته و رخت خود از غرجستان بیرون کشید
محمد از پسر خود ابوعلی که در چغانیان بود استمداد سپاه کرده به سوی بلخ
گرایید. در آنجا با منصور ملاقی شده جنگ شدیدی کرد. منصور به جوز
جانان گریخت محمد بسه چغانیان آمده شرح ما وقع را بپسرای
مخدوم خود امیر سعید نوشت. امیر سعید نصر ازین خبر مسرور شده و ولایت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
