Machine transcription
(۲۱)
مامور دفع فتنۀ او نمودند و منصور والی آنجا که از عهده خدمت بر آمده نتوانسته
بود به ماموریت دیگری در نظر گرفته شد و سیمجور مجدداً بحیث والی مقرر شد.
ظاهراً بعد از این برای امیر سامانی موضوع جالب توجهی باقی نماند
و از هر جهت خاطرش آرام گرفت و بیشتر اوقات از شهر بر آمده مولعانه
بشکار می پرداخت.
در یکی از این شکارها نامه ای از ابو العباس صعلوک ( یا محمد بن
صعلوک ) والی طبرستان برایش رسید که از حملهٔ حسین اطروش خبر میداد.
این واقعه بر روحش تأثیر ناگواری کرده و از خدا خواست که اگر
آن ملک از دستش میرود او را مرگ دهد!!
سپس جانب لشکر گاه آمد چون از شهر دور بود شب را در همانجا
خوابید .
چند نفر از غلامان که از وی کینه گرفته بودند به خوابگاه امیر
که اتفاقاً پہرہ و محافظی آنشب نداشت ریخته و گلوی او را بریدند ۲۶
جمادی الاخر سال ۳۰۱ .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
