Machine transcription
(٣٦)
اعلیحضرت دوست محمد خان که در ذیل گفتار پرداخته میشود زاده طبع
اوست که بدون اغراق شاعرانه انشاد کرده است :
مهری به برج سلطنت ای دوستان گرفت
کز حسرت فروغ جمالش جهان گرفت
شمعی خموش گشت که دود مصیبتش
شد آتش غم و به همه دودمان گرفت
شد خسروی ز دهر که دائم بما تمش
پیر و جوان فرقه افغان فغان گرفت
یعنی امیر دوست محمد که تیغ او
خورشیدسان کران جهان تا کران گرفت
از بس که مهربان به عزیزان و خویش بود
نتوان بخامه معنی و تفسیر آن گرفت
ره آنچنان نرفت بخورد و بزرگ خویش
كش يك بزرگ خورده ببداری توان گرفت
هرگز بعمر خویش زکس دلگران نشد
با آنکه هر که هرچه بروسر گران گفت
در عهد او بمهر امانت غنوده خلق
زانسان که از زمانه زمین صدشمان گرفت
ره را چنان زرهزن ناپاك پاك ساخت
کز دزد مزد بدرقه کاروان گرفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
