Machine transcription
(٨٤)
نامداران ایشان را خداوند عزوجل اسیر سرپنجه اجل معجل ساخت تمامی غیریور
وایلات تاپچر گسلیم ماتم انداخته مصیبت عام پرداختند چون لشکر فیروزی با فتح وفیروزی
مراجعت نموده بعد ادای مراتب حق گذاری زبان تهنیت ومبارکبادی کشودند بندگان
ما سران سپاه نصرت نشانرا بقدر مراتب بخلع فاخره سرافراز و حائز ایشان را
در ازدیاد موجب و مراتب بینیاز گردانیدند بعد اطمینان خواطر امور این مقدمه فتح
وظفر بندگان ما توجهات اتم بحال ولدان نظام الملك مرحوم مبذول ومقرر داشته از جمله
وصایای که ارشاد فرمودیم . یکی اینست
دولت همه ز اتفاق خیزد بیدولتی از نفاق خیزد
با وجود این چندی بمسامع مقتبسان انوار جلا رسانیدند که ولدان نظام الملك مرحوم
موجب رای جهان آرای سلطانی عمل نموده مگر بدایجاد اتفاق بر آن نمودند که اشکر
الوسیه بسندیه مجتمع ساخته اگر باد شاهی عریضه محاربه و کینه خواهی نایستند
در همان فرصت دو قرب اعیان و امنای نظام الملك مرحوم وغیره باطعان جهید حیدر آباد
با اشکر بیرون از حد وحساب بمعه اسباب و اثواب در لار کانه رسیده منزل گزین شدند
عساکر نصرت مائر پادشاهی آمدن ایشانرا بهبودی کار وخشنودی روزگار پنداشته
از غایت خوشی ونهایت فرحی دستك زنان وپای کوبان میگردیدند و باین ترانه مترنم
میبودند صید راچون اجل آیدسوی صیاد رود ، عرض بندگان ما جماعت نوروز فیروز
که واقع چهار دهم شهر رمضان المبارك سنه ١٢٤٩ هجریه بود بجانب لارکانه
حرکت فرموده بيك منزلی رونق افروز شدند میرنور محمد خان و میر محمد نصیر خان
وامنای نظام الملك مرحوم که بندگان ما در بین حیات بغایت اخلاص ومحبت داشتند
اگر چه ابتداء خودرا از طریق صواب بدو ظاهرا در کردند اما حرف ملامتی برایشان نیست
چرا که بقرابت وعزیزداری حق بجانب ایشان بود که زیاده ازین نمك پاش جراحت جروح
بر کینه غیریوریان میشدند مگر بازدرمآل کار اندیشیده و بومسایای پدر عمل نموده پای
از دائرة ادب بیرون ننهادند و خود را از کوی خرد دور نینداختند یعنی
صاحب زاد گان سرهندی را که تعظیم وتکریم و احترام ایشان
بر که و مه لازم است بر سبیل وكالت بحضور فیض گنجور ارسال داشتند
صاحبزادگان مذکور بروقت باریابی حضور ساطع النور زبان عذر خواهی بانواع عجز
وقصور کشوده ودست شفاعت وعاجزی بسته روی بزرگان دین وپیشوایان اهل یقین را
شفیع آوردند که ولدان نظام الملك مرحوم بعرض اشرف میرسانند که ما یان ایاعن جداً
دامن گرفته این دولت ودست نشانده این خداوند مملکت میباشیم ونهال قامت ما از
جویبار این سرچشمه شوکت وحشمت سرسبزودرخدمتگاری چون سر و آزاد کاشانه ثروت
ما از تعمیر این معمار خلافت مرتفع ودوزاه خلوصیت توی بنیاد نظام الملك میرمراد علیخان
که در تحريك موكب همایون باختصاص اخلاص خود از پرده بیرون شد بهمین تمنا و امید بود که
خس وخاشاك رجرد مخالفین را از گلزار مملکت پردازند نه اینکه نهال ذات موافقین را از بیخ
وبن براندازد بندگان ما ایشان را بجواب با صواب فرمودند که مدنهایت ومهر ربانی این
نبود که بندگان ما مبذول داشته چنانچه انوار صدقش اطراف جهان را گرفته قطع نظر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
