BrowseVāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i → page 97

Page 97

Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i · pages 1–183


Page image — the source of record

Scanned page 97 of Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i

Machine transcription

(۸۲) بیرون کشد و اندیشه دور نما بدو تفهیمد که ما نند ملك در ملك منگین اینقدر بدرفتاری و بد سلوکی نمودن و راه گستاخی پیمودن چه واجب وچه مناسب ، در ینصورت سزا دادن و چشم نمائی کردن این متمردان بی ادب لازم وواجب است لهذا مقارن آن حکم واجب الاذعان وفرمان قضا سامان شرف جریان یافت کـــه اگر درشکار پور و نواحی آن از سندیان خدیعت بنیان متنفسی ماند در دارالسیاست حاضر سازند و کار گذاران پادشاهـــــی در شهر ونواحی رفته بضبط وربط آن لمم جاری نمایند از استماع این احکام و کلای بد سرانجام ترسان وچون بید لرزان بل مستعد مر گشت نا گهان شدند لیکن بندگان ما آب رحم برحال ایشان ریخته صالماً از حدود شکار پور حکم خارج کــردن داده اله داد خان پیشخدمت سر کار خاصه شریفه خود را بمعۀ دسته دوصـــد سوار جرارش به محافظت موضع کوسرجی که قریب قلعۀ بیکهر است مقرر شد و بحسب استدعای او حاجی هدایت الله خان کابلی لو گردی پیشخدمت سر کار اشرف را کــه در دلاوری وجدان رستم زمان را چون زال میپنداشت بمعۀ پانصدسوار و گل خان رضاددار را بمعۀ یکهزار پیاده جرار مأمور ساختیم اتفاقاً همان روز که نامبرد گان ثانی بر سند سندیان نیز جمعی کثیری فراهم ساخته قدم مرأت درمیدان گذارند چونکه آن سرزمین زمینیست که ازتراکم اشجار وجنگل بیشه زار طاهر هوش بال و پرریخته و شائین تیزبال خرد را از گذشتن ناخن تدبیر از چنگل شکسته سندیان مانندلشکر جن و شیطان در بیشه خار بنان جاه بجاه نشسته در آنجا صدسوار کناربك پیاده نتواند کرد حاجی هدایت الله خان در دلجوئی سوار و پیاده خود بظاهر پوشیده کوشیده خودرا از همه پیشتر بشعله شمشیر آتشبار در اشجار قامت آن گروه خذلان شعار بیندازند چنانچه جمعی از سر کردگان واکثری از حایز ایشان خاكستر راه فنا کرده مابقی دلریش وخواطر پریش راه خویش پیش گرفتند چون جام حیات حاجی هدایت الله خان لبریز باده اجل شده بود تنها مانند مستان از خود بیخبر خود را در آن جمع تنها انداخته دست جلادت از آستین همت کشیده تا بمقتضای آيه كريمه اذا جاء اجلهم لا يستأخرون ساعةً ولايستقدمون شربت شها دت از دست ساقی اجل نوشید انالله وانا اليه راجعون چون خبر این مقدمه بمـسامع خاقانی رسید نایرۀ غضب سلطانی بلند گردیده حکم قضا توامان چون آب در شریان اعیان و ار کان عز برسامان یافت تا که عالیجاه سردار سمندر خان درانی بامیزائی بمعۀ دسته هزار سوار خود وچند رساله و پیادگان نجیب و روهیلـه کـه هريك در میدان نبرد ونام داری پوردستان را که خداوند سیف وسنان است کم از خویش شمردی با چندضرب توپ آتش بار دشمن کوب برای تنبیه وتأدیب آن گروه بی شکوه رفته گوشمالی دهد. سردار مذکور که بحسب حکم قضا نشور با سپاه مظفر ومنصور عازم ومأمور سمت مذکور شد آن طایفه ازاله که گاهی سیلی روزگار بر سر ورخسار نخورده وهمیشه عنان توسن سر کش زمان را بدست خود دیده بودند از بدنامی و سبکی نیندیـشـیده بلـکه از خودبینی وخودفروشی در فراهمی لشکر و جمع آوری سپاه بی حدومر کوشیده بلی آنقدر که مقتضای خاطر فاتر ایشان بودمجتمع ساختندباوجوداینهمه مکان مستحکم قریب بیکهر نیز در اختیار و بدور خود سنگر حصار ساخته قدم بیرون نمی گذاشتند سردار مذکورهر چندازروی اقتداردرمقام اصطبار نشست

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i, page 97. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1189/97 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1189/97
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record