Machine transcription
(۷۹)
موفور جمع حاضر حضور پرنور کرده افواج بحر امواج را از شیله آب که دران هم کشتی
دل آشنایان وعالم چون کاسه حباب از خوف شکست پیچ و تاب داشت گذرانیده درمیان
دو دریا منزل نشین ساختند بندگان ما بتصور اینکه اگر ذات اقدس از ریزش نیسان دالعمی
بانضمام امواج بحر افواج گوهر صدف آن در دریا شوند مبادا از دل تنگی و کلای گمراه
غواص اراده دلارا در بحر فکر و اندیشه تباه غوط پیرا گردانند بناء علی هذا تو كلت
على الله گفته و آیه کریمه بسم الله مجری ها ومرساه ـ برزبان صدق ترجمان آورده نوح
کردار قدم در کشتی گذاشته و چند ضرب توپ وديك نام فرنگی را با سپاهیانش که معدودی
چند بودند نیز همراه برداشته وکلای مندیان هنوز درین منزل میان دو دریا بندگان
ما نيت بختی ورونق افزا خواندند در بندگان ما در حالیکه قریب بدریای عظیم رسیدند
بملاح ارشاد فرمودند كه اكر لجه درنک وتوقف خواهی ور نه به رخت حیات ازار
خواهی کشید واقعه آهنگ بحر غضبناك كرديد ملاح را فلاح چندانکه طناب عذر والحاح
را در آب اضطراب کشید صورت ثبات جز مارئی کشتی در بحر آب ندیده تا علاج کشتی
را در دریای اعظم سرداد و بيقين دل بر مرك نهاده هركاه چهره شعشعه عالمتاب آفتاب زرین
نقاب در پرده ظلام شام متواری گردید وزنگی شب از روسیائی دست سیاه بر سفیدی
صفحه روی آفاق کشید از تموج دریای خونخوار واز انجا غبار ا م از ذخار حواس خمسه
ه یچ معلوم نمیدانست این راه مطلوب بر ضکه خیلی از شب کشتی بی اختیار بسوی مخالف
کار احرار داشت چون بندگان ما بغور توجه فرمودند دیدند که ملاح از عقل بیگانه بهر
طرف چون دیوانه نظاره دارد و چشم بستاره آشنائی خویش بكاره راستائی نزديك
بود که کشتی با همه کس غرق وروی بندگان ما از سوی مقصد هزار فرسخ غرق شود
في الفور بندگان ما طرف مقصود را بديك نام فرنگی نمودند نامبرده چونکه از ملاحی
اندك سر رشته داشت لهذا کشتی را بسوی مطلب با هزار رنج وتعب برد على الصباح
بلطف وعنايت حضرت خالق الاصباح كشتی بساحل مراد رسید وکلای مذکور چون
سنوح این واقعه شنیدند انگشت تحیر بدندان تفکر گزیدند بعد ازان چابکی بکار برده
لشکر واثواب وبونه واسباب را در عرصه دو سه روز عبور ساختند غرض از آنجا آفتاب
دولت واقبال طالع شده در سمت الراس شکار پور نور افشان گردیداغنی اولا باغ شاهی
وچونکه در آنجا از تراکم اشجار فضائی نبود ثانیاً باغ شهزاده سلیمان متصل دروازه
مشرقی شکارپور از نزول اجلال مواکب انجم مثال رشك فردوس و جنان شده اگر
چه و گلای بدشعار در مقابل دشمن نا پایدار اندسی دریای بی کنار ابروی خود را
از سخت گیری اب کردار ریختند اما کار بندگان ما که ساخته کار ساز بی انباز
بود بر همه کس روشن و بر عالمی عیان و مبرهن شد که چگونه خاک خرابی عاقبت برسر
خود بیختند راست گفته است هر کس گفته است د سخت میگیرد خدا بر مردمان سخت گیر
غرض چندی که ایام موعود گذشت بندگان مابو کلای مذکور ارشاد نمودند که از مبلغ
معینه شما که قسط اول باید در حین ورود ادا مینمودید تا بحال قریب است ایام موعود
منقضی گردد اوبعود این در خواب غفلت مانده اید چه جای ادعائی که در وسانیعن
قسط اول هم پرداختید تا که کلمات سخت و درشت استماع کردید عالیجاه نظام الملك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
