Machine transcription
«۷۲»
کوچ فرما شده تا فردا سایه قدوم عاطفت لزوم را بفرق فد و یان ارزانی فر مایند
علی الصباح با محمد عظیم خان خدیجه آهنگ سامان نقار جنگ است واگر بهر تقدیر
بواسطه کم طالعی ما هوا خواهان بندگان والا شان مشواه عائلة ما ن را منظور
خاطر اقدس نفرموده بشرف قدوم میمنت لزوم اردوی غلامان خاص رارشك صفحه گلزار
نسازند یعنی نوعی اغراض واغماض را منظور نظر اشرف فرمایند در آنحال گناه بندگان
اشرف از طرف غلامان بالكل بر طرف خواهد بود وما غلامان بد نام جهان نباشیم چرا
که ارتکاب کم التفاتی از حضور ساطع النور خواهد بود بندگان ما که تشنه خون
اعداومتمنی التجای میران بیوفا بودند بمجرد استماع غیاشب کوچ فرما شده علی الصباح
رونق افزای لشکر باوجیه گرد ید ند محمد عظیم خان بمجرد شنيدن رونق افزای
رایات بندگان ما بلشکر سندیان بیوفا به توهم ترك عهد وميثاق آنطایفه پر نفاق بغایت
بیدست پا و سر اسیمه و بیمنا شده مجبورا" حبیب الله خان پسر خود را بدفعة
جبار خان برادر خود بطریق الحاح واخلاص شماری بل بصد عجز و خاکساری در خیمه میران
مذکور فرستاده ملتمس وملتجی گردید که الحال نوعیکه مقتضای خاطر و مرض ایشان
با شد مرا بسروجشم قبول ومنظور خواهد بود لیکن شما خوب میدانید که از پشاور تا اینجا
لك هاروپيه بصرف رسانیده صرف باستدعا والتجای شما قطع مسافت بعیده نموده درینجا
رسیده الا خود هرگز سر این عزم نداشتم اگر بندگان پادشاه قصد ولایت میشمودند البته در همان
ولایت حوصله خود را آزموده میدیدنا بهر کسی خدا ارزوی غصل وعطا میدادمگر الحال
اختیار دارید که ما وادست بسته بجناب پادشاه میبرید با ملاحظه عهد خود نموده آبروی
ما وانگاه میدارید چون در حقیقت میران مذکور با محمد عظیم خان عهدها بسته بودند و خود
او را طلبیده بودند بلکه اینهمه نیرنگ سازی وروباه بازی هم ساخته و پرداخته آنها بود
بنا بران روز دیگر بوقت صبح ولی محمدخان نام وکیل خود را بخدمت سر کار فرستاده
عرض نمودند که الحال که پسر محمد عظیم خان و برادر او بخیمه مایان بعذر والتجا آمده
اند مرضی مبارك سر کار چیست بندگان مایوکیل مذکور ار شاد فرمودند که اول
با بندگان مایعه عهد ها کردید و در ثانی از باعث بد گمانی چه بظهور رسانیدند با الفعل
چگونه و بکدام روی وغوی عرض مینمائید و مصلحت میخواهید آیا موجب اینهمه زمانه سازی
چه باشد وکیل مذکور بصداقتی که بحضور فیض گنجور داشت بعرض رسانید که قبلا عالم
وعالمیان اینهمه مکر وفریب وزرق وریب این طایفه است بلکه بدانست این عقیدت کیش
هر گاه محمد عظیم خان بمعه یکنفر شطر خویش از ولایت قصد اينمك ميكرد هم این گروه
بی پیمان او را برهم نمیزدند ز یر ا که طلبیده و آور یدۀ خود شان بوده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
