Machine transcription
«۷۱»
بزودی با سامان شایان خود برسانید که وقت از دست خواهد رفت یعنی ملك سند بساختگی بندگان
پادشاه بتصرف مردمان نصاری خواهد در آمد محمد عظیم خان اگر چه اینمقدمه را فوز عظیم
میدانست مگر داعیه واراده بر آنطرف نمیکرد بلکه حوصله آمدن بالكل نداشت با اینکه
انجمایه پر فسوس با نواع تملق و چاپلوس بوفور ارسال رسل ورسایل محمد عظیم خان
را تا احمد شاهی آوردند چون طاقت استطاعت نداشت عرصه سه ماه در احمد شاهی اقامت نموده
قدم جرئت پیش نمیتوانست گذاشت تا اینکه معه بی سمت بد عهد جبن پیشه بوعده و وعید بسیار
خواه مخواه بحدود بلوچستان رسانیدند در آن حال میران مذکور نیز از حیدر آباد با لشکر
بلوچیه و افواج قلعیه خود از دریای سند عبور نموده بقصبه لارخانه رسیده توقف نمودند
و میر سهراب خان نیز از خیر پور با جمعیت الوسیه نزديك و دور که داشت متحركه
گردید و از دریای سند عبور نموده با میران ملحق گردید طرفه اینکه بظاهر اینهمه عزم
و سامان وجهد برای بندگان اشرف ها مینمودند و در باطن کمر بمخالفت استوار داشته مکرر
و متواتر برای تسلی خاطر محمد عظیم خان ملازمان به خفا میفرستادند لهذامحمدعظیم خان بعد
از اطلاع اینمقدمه از دره بولان عبور نموده داخل محال کچی گردید در ان وقت بندگان
عالی با جمعیت سامان خود از شکار پور با داعیه جنگ با جما عه بیم وم و تنگه بغلی و کلای میران سندی
کوچ فرموده در بیرون شهر نزول فرمودند از استماع خبر نزول بندگان اشرف ماسیاء
محمد عظیم خان که اکثر آرزوی عتبه بوسی درگاه فلک ار تفاغ داشتند و اینوقت روز فیروز را
بدعا و التجا در صباح ورواح از درگاه حضرت ذو الکبریا میخواستند روزمره پنج
سوار ده سوار فرار نموده بر کاب اشرف میرسید بمشاهده اینصورت و معاینه این جمعیت
اندیشیده اگر بر ابر بطرف شکار پور مرحله پیما خواهیم گردید البته تمام لشكر بیکمرتبه
برگشته بحضور بندگان پادشاه والا شرف خواهندشد بنابراین بصوابدید بعضی از کسان
وایمای خفیه میران ظاهر صدق باطن خذلان راه راست را چپ و برکران گذاشته بسمت
لار کانه بطرف لشکر میران رفت بندگان عالم نیز بدو یافت این رو پوشی و گریز
از انجا اشهب عزیمت را بمقابل محمد عظیم خان و لشکر سندیان سمت پیمان مهمیز نموده
بفاصله بیست کروز نزول اجلال فرمودند در آنجا نیز علی الدوام صبح تا شام از لشکر
محمد عظیم خان سی چهل سوار گریخته باردوی معلی پیوستند چون وعدهای متعدده
و قرارهای مکذبه بعادات مستمره مستقره که میران سند به محمد عظیم خان نموده او را
طلبیده بودند بنا بر اختلاف آراء در اداء و ایفای آن تفاوت و تقاصر افتاده بناء عليه
میران مذکور باستغفار از دست آنمغرور آدمان معتبر و مقربان معتمده ی شعور خود را
بمعه انگشتری های دست خودها بحضور پرنور فرستاده عرض نمودند که فرصت تحریر
عرایض بغایت تنگ و پای غلامان از حضور پر نور در بنوقت نهایت اسنگ است درینصورت
امید از پیشگاه تفقد پایگاه خاقانی آنکه سر کار اشرف اعلی بزودی از مقر لشگاه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
