Machine transcription
« ٥٣ »
حق سبحانه تعالی بفضل وعنایت خویش ومستحفظان بد اندیش و بهره داران کافر کیش را
و دیگر ظالمان که در راه و بیراه پیش می آمدند همه را بنوعی اعمی واصم گردانید که احدی
پسران ماجرا پی نبرد و کسی بندگان اشرف و دو نفر همراه را نشناخت باینکه هر کسیکه بر ابر شد
از ارادات حال و اعتقاد و کمال دودوات فقر وشاهی در آن اقتران واتصال یافته بود بکورنش
وتعظیم بصد عجز وتسلیم می پرداخت تا اینکه رفته رفته متصل به آب و قلعه که در آن زمان
از آب و غلاب خشك وپاك بود رسیدم قصد بر آمدن فرمودیم اگرچه آبرو مذکور در اصل
بناتاريك وتنگ بود بر آمدن از آن محل نهایت سخت و دشوار می نمود اما بندگان ما بهر صورت
تن بتقدیر داده بكمال همت توکل بخالق يكتا و توسل بجناب منجی بی همتا نموده داخل
آبرو مذکور شده مشقت و مصیبت کش ومکش و خراش و خون آلودگی بدن را منظور
فرموده بیرون شدیم کسانی را که قبل ازین مامان بداد ودهش بالبسه شایان ملا زم ساخته
بدهن آبرو مقرر کرده شده بودند و هر شب متوجه ومتمنی خروج بندگان ما از آنجا م بودند
بکنار دریای راوی رسانیدند و ملاحان را نیز که پیشتر ازین اراده بخشش وانعام مطیع
ومنقاد فرموده بودیم برای عبور اجمه کشتی حاضر بودند فی الفور بکشتی نشسته از دریا
عبور فرمودیم همۀ آنان یعنی کشتی بانان بدرقه راه شده پیش پیش میرفتند
در آن حال بندگان ما رنج وصعوبات راه را هرگز معلوم نفرموده بعضی گاه
سوار وگاه پیاده رفته رفته و هیچ خیال خور وخواب نیز بخاطر نیاورده
بسختی تام ورنج تمام در سیال کوت رسیده و از آنجا نیز بلا تعلل طی منازل نموده وارد
جمون شده گرمی نصف روز را در خانه رنگریزی گذرانیده میشد که ناگاه شخصی
حکیم متوطن آنجا که سابقاً بخدمت و ملازمت بندگان ما در لاهور شرفیاب میبود بقد مبوسی
مشرف شده از راه خیر خواهی خود که اینملك هم از رنجیت سنگه است صلاح دولت
این است که حضور والا در پنجاء لحظه ئی نمانند هر قدر که ممکن ومقدور باشد پیشتر
رفته داخل کوهستان شوند بهتر خواهد بود بندگان ماعرض نامبرده را بکمال دولتخواهی
محسوب داشته فی الفور نماز ظهر را باستعجال ادا کرده پله ها را بجلو انداخته سوار شدیم
چونکه چهار طرف کوه های بلندبود و میدان هموار بنظر نمی آمد بنابران شب تمام شب
دردرۀ که آب و هوا و فضای خوش داشت رفته دوپهر روز بجای رسیدیم که در آنجا دریا
چنان حائل بود باوجودیکه تعلق آنجا به یوان سنگه نام پسر را جه جمون داشت ناچار
دوسه روز در آنجا گذرانیده مبلغی بمعرفت بلد آن بملاحان عنایت شد که برای عبورجاله
طیار کنند نامبردگان مبالغ گرفته بتهیه ساختن جاله مصروف گشته وعدۀ فردا نمودند
چنانچه فردای آنروز بوقت نماز عصر به عنایت الهی بسواری جاله از دریا عبور فرما گشتیم
چون بقدر یکفرسخ راه رفته شده بود که قلعه بنظر در آمد که آنهم از رنجیت سنگه بود
وسكان بی عهد و پیمان بدینیان حاکم و ناظم آنجا بودند هرچند که این نیازمند در گاه الله
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
