Machine transcription
« ۵۸ »
نمودند بنده گان ما همان جواب اول را بتکرار فرمودند ابتدا از دون همتی و سفاهتی در اتصال آب و نان مینمودند یعنی گاهی یکی را و گاهی دیگری را مانع میشدند بلکه ملازمان و خادمان را از حویلی گاهی بشهر و بازار رفتن بیکاری میگذاشتند و گاهی نمیگذاشتند غرض قریب یکماه بهمین صورت با وجود مشاهده سختی گذاشت چون دیدند که باین خودنمائی و بدسلوکی مطلب بدست نمی آید بنابران رنجیت سنگه یکروز چندان از معتبران خود را فرستاده اظهار نمود که آنچه وجه نقد ومكافات ومحالات که بکار بندگان پادشاه باشد ارشاد فرمایند که حاضر کرده تحویل شود بندگان ما فرمودند که اگر بصورت انتظام پیمان دوستی وانعقاد عهد ویكجہتی فرستاده شود مضایقه نخواهد بود بعد ازان بدفعات قریب چهل پنجاهزار روپیه رسانیده باز معتبرا ن آمده استدعای کوه نور نمودند بازار شاد شد که تا وقتیکه عهدو میثاق اتفاق بوثوق نیانجامد دادن کوه نورظهور نخواهد یافت وبصورت وثوق واستحکام آن معنی دریغ داشته نخواهد شد غرض دو یوم بعد ازین جواب رنجیت سنگه بوجہت ملاقات آمده وكلمات دوستی و یكرنگی بمیان آورده نامه مشتمل بروثوق اتحاد و یكجہتی و استحکام دوام الفت بيكنا دانی آورده نوشته و پنجه خود را بحضور بندگان ما بزعفران آلوده بر عهد نامه مذکور چسپانیده به بندگان ما سپرده و قسم با گرنت و با بانا نك خود خورد، دست بقبضه تلو ار خود گذاشته اقرار نمود که تمامی علاقه جات کوت کمالیه و ختك وسيال ومكلاور را بپادشاه دادم که مالا ومقالا همیشه باستمرار در تصرف وملازمان و کار گذاران سرکار پادشاه بوده باشد و هر قدر لشکر که بندگان پادشاه خواسته باشند جهت تسخیر ولایت افغانستان وتعذير و هدایت مردم شریر بلا عذر اهمال همراه میکنم وبوجه من الوجوه ازین قرارداد انصراف وازین
عهدوپیمان سرموئی انحراف نمیورزم واز بنده گان ما نیز نوشته و بصیغه عهد نامه گرفت که هرگاه پادشاه متصرف ولایت خود شوند تا مادام الحيات در دوستی ویكجہتی هیچ فرقی و تفاوتی بقدر یکمو مباد باشد بعد از ان رنجیت سنگه بنابر کمال موادعت و یكرنگی دستار بدلنی نموده گفت که الحال تمامی شرایط ورسوم الفت ویكرنگی و يك وجودی مستحکم گردیده ما سر خود را بسر پادشاه بستیم ابتدا در آنحال بندگان ما هم کوه نور را باو عنایت نموده بعد ازان پهره و چوکی را که باعث رنج رسانی و سختی آب و نان بود برداشتند چنانچه بعد دویوم جهت ملاقات اهالی حرم محترم و وابستگان که در مکان دیگر بودند تشریف فرما گردیده بعد هر روز جهت استفاضه از زیارات اهل قبور و استفاده از حضرات اهل حضور مثل شیخ علی بن عثمان هجویری ثم الغزنوى صاحب كتاب کشف المحجوب که بر زبان عوام داتا کنج بخش لقب ایشان مشهور است قدس الله سره مشرف شده بعد فاتحه و دعای استعداد از جناب هريك ازان مقربان بارگاه حضرت كبریا نموده میشد درین اثنا يكروز خود رنجيت سنگه عرض نموده خواهش کرد که اگر پادشاه بسير باغ شالامار تشریف فرما شوند بشرایط دعوات پردازم موجب خشنودی خواهد بود چون حسب آرزوی او رونق افزای باغ مذکور شدیم تمامی اهل طرب وارباب نشاط را در باغ فرستاده که هريك در زیر پای سروی مانند تذروی استاده نغمههای دلاویز وغزل های شوق انگیز فراق آمیز خوانده محفل داريائی را رونق می افزودند و از نگاه جادوانه و چشم آهوانه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
