Machine transcription
«۱۲»
مقتول تیغ یلان عسکر نصرت بنیان گشتند و هنگامه زد وخورد و آورد وبرد از صبح
تا نماز عصر گرم ماند عاقبت الامر بوقت نماز عصر فتح خان شکست خورده روی فرار بدشت
ادبار آوار دره گرای سمت قندهار گردید الحق درعالم اسباب سبب ظاهری در بر همی
سلطنت شاه محمود همین بود که مردم قزلباش خمرخواری و بدکرداری رسـب اصـحـاب
وکارهای ناصواب بر ملا میکردند وطایفه علما وصلحا و اهل شریعت وطریقت را منکام ذلیل
و بیوقار میداشتند واهل بدعت طراز نیز کفتار شده بودند وشاه محمود بغور این امور نرسید
و به پرورش اهل علم وفضل نمی پرداخت (هیچ قومی را خدا رسوانکرد تا دل صاحبدلی
نامد بدرد) پس بمصداق صداقت نضاق آیه كريمه ان الله لا يغيروا بقوم حتى يغيروا ما بانفسكم
بفحوای حدیث شریف اعمالکم عمالكم حق تعالی عزت و نعمت آن گروه مخذول را بذلت
ونقمت تغییر داده عمل زشت آنها را سورت عامل ساخته بر آنها مسلط گردانید اهل دانش
و بینش پند گیرند و پیدائشان و کوتاه نظران عبرت گیرند ثم رجعنا الی المقصد غرض نواب
همایون با حصول فتح ونصرت وشمول بهجت داخل کابل شدند شاه محمود و جماعة پیشی که
مستحفظان دولت خانه بودند ازین حال مطلع گردیده بغایت مایوس گشته حضرت کلام
الهی را شفیع وسیله عفو جرایم خودها نموده بعرض همایون رسانیدند که الحال بندگان
ظل الهی از تقصیرات ما در گذرند وشکرانه دولت پادشاهی وموهبت نامنتهای گـردد
غلامان را عفو فرمایند چنانچه تقصیرات آنها را عفو فرموده مقربان حضور با دستجات
خواتین مامور ساختیم که تا دروازه های بالا حصار را بکشایند وشاه محمود را بعزت و احترام
تمام در بالاحصار بالا ببرند فی الفور تعمیل این امور بظهور پیوست روز دویم که
آفتاب عمالمتاب از افق شرق مساطع و لامع گردید بندگان همایون ما بدولت واقبال
وحشمت و اجلال داخل دولت خانه بالاحصار گشته در ساعت سعد بر تخت سلطنت و شهریاری
و بر آورنگ خلافت و کامگاری رونق افـزا گردیـده بـم ضـره من قال
(ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده العاقبة للمتقين) بحمدالله على نعمائه
فی الجمله چون فتح خان شکست خورده وفرار کرد. بنزد شهزاده کامران رفت بقندهار
بخاطر رسیده است که شهزاده حیدررا بمعه احمدخان نورزائی و شش هزار سوار رکابی
مقرر ومامور قندهار نموده مرخص نمائیم تاشهزاده کامران را دلاسائی ودلجمعی داده
امیدوار الطاف شاهنشاهی نموده بحضور آورند واگر سر کشی نموده مخالفت ورزد از
قندهار خارج سازند .
وقایع نهم فر ستادن شهزاده حیدر و سردار احمد خان نور زائی
در سمت قندهار
شرح این مقدمه چنانست که چون بعنایات سرمدی وتوفیقات ایزدی بعد از جلوس بر اورنگ
سلطنت و شهریاری ارجمندی شهزاده حیدر و سردار احمد خان نور زائی وعطا محمد خان
ولد مختار الدوله را وسیدال خان بخلعتهای فاخره و سامان متوافره سرافراز وممتاز فرموده
مبلغی هم از برای مصارف انعام وبخشش از خزانه عامره مرحمت نموده پنجهزار سوار
رکابی از غلامخانه درانی بدون ایلجاری باایشان ازحضور مقرر فرمود. رخصت فرمودیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
