Machine transcription
مردان روش مزار حضرات ارباب و عاشقان عليهما الرحمت والرضوان مع پسران خويش و مير
آفتاب و ساكنان بالا حصار تا عرصه چهل روز که در هر روز و شب جمعی از مردم كابلی
و کوهستانی و قزلباش و غلجائی بمحمد زمانخان و محمدا كبرخان بر سر بالاحصار و بالابرج که
مراد از برج عقابین باشد جنگهامی آوردند پایداری نمودند و هر هفته که از طرف محمد زمانخان
و از جانب کابلی و قزلباش و محمد اکبر خان هم بمعرفت امین الله خان و محمد شاه خان غلجائی
و كیلان بجهت صلح و صلاح می آمدند جواب سوال هريك بكار دانی و عقل و رسائی
میرزا ابراهیم خان منشی باشی و میرزا حیدر علیخان لشکر نویس صورت انجام مییافت
و کار قلعه داری و خود داری نیز با هتمام ایشان پیش میرفت چونکه مخالفان را از جهت عدم
حركت صاحبان بهادر روزگار و اعتبار رو بترقی بود با وجود آن خوانین قوقندانی و غیره
كه در بالاحصار بودند دست از پا خطا نکردند و در ین مدت محصوری فتح جنگ شاه بدفعات
و کرات مراسلات خود بصلاح بیتی میرزایان موصوف پی در پی در نزد جنرال بالك صاحب
بهادر ارسال جلال آباد فرموده استدعای حرکت شان بجانب کابل مینمودند از جانب جنرال
بهادر ممدوح پیوسته همین جواب بظهور میرسید که عنقریب حركت خواهیم نمود خاطر
خود را جمع دارند چون حرکت فوج صاحبان از جلال آباد بجانب کابل بزودی نشد و زمان
محصوری بطول انجامید و باروت در قورخانه بالاحصار باقی نماند و نیز خبر اتمام باروت
در شهر مشهور گردید و بار کرانیان وقوف یافته قدغن بلیغ نموده گرفت و گیر شدید بکار
بردند که بمقدار یکمثقال باروت احدی را جرأت رسانیدن در بالاحصار نبود بلكه يك نفر منشی
از هندوان شهری که بمعرفت خواجه مزار تعهد رسانیدن باروت نموده بود قدری اسوی
میرسانید بار کرانیان واقف احوالش شده گرفتار ش نموده تا اسلام نیاورد سلامت نماند
غرض در بالاحصار قلت باروت کار بجائی رسانید که اگر يك استار یوزن هندی را در عوض
یكصد روپیه میخریدند هم امکان وجود نداشت با وجود اینهمه اشکال میرزایان موصوف
بانواع حيل بهر قسم که میتوانستند باروت از شهر طلبانیده و بشب از برج و دیوار قلعه بالا
کشیده نگهداشت قلعه مینمودند چون ازین معنی هم بار کرانیان اطلاع یافتند نهایت
در شهر گرفت و گیر نمودن آغاز نمودند آخرالامر در بالاحصار گوله و باروت عديم الوجود
گردید لهذا نواب شجاعت علیخان نامی که در سرکار شاهی بمنصب دیوان بیگی سـربلند و از
باعث نام اجداد خود یعنی نواب حبیب الدوله و غیره در حضور شاه غفران پناه ارجمند بود
بحسب ضرورت بتعهد ساختن باروت نموده در نفس بالاحصار شوره پختن ایجاد کرده
و انگشت فراهم ساخته اندك اجرای کار نموده در تدارك ساختن بسیارش بود که ناگاه
برج موسوم به مجنجو که متصل شهر و شاه برج قلعه بود مخالفین بصدمه نقب از بیخ بر کندند
در آنحال که از باعث معدومی گوله و باروت کار بانداختن سنگ و کلوخ انجامیده
بود مجبورا اما محمداكبرخان بضمانت امین الله خان و محمد شاه خان غلجائی بنای صلاح
و صلح گذاشتند محمداکبرخان که از خواندن کلماتش انسان را خوف می آید چه جای
آنکه در عملش تاخیر و قصور ورزد و وفا نکند بدین مضمون نوشته داد.
(١٤٩)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
