Machine transcription
که یکی از سر داواران معتمد شهزاده موصوف حاضر بوده دم از خدمتگاری و جانسپاری
میزد با محمد زمان خان ملحق شده و سازش نموده فوج مخالف را در قلعه خود داخل کرده
سرخروئی حاصل نمود ازین معنی سپاه مخالف غالب و لشکر شهزاده مغلوب شده از بیملی
و وقوع نفاق سردار عبدالسلام خان رو بگریز نهادند با وجودیکه شهزاده شجاع شاه در انحین
از اسپ فرود آمده بکمال استقامت و دلاوری هر يك از مردمان بیدل را دلداری و استواری
داد در میدان جنگ بمقابل خصم بد آهنگ درنگ داشته از حاحرکت نمیفرمودند حتی که
مردمان اطراف و کوه نشین که مقدمات آن جنگ را معاینه میدیدند تهور و پایداری
شهزاده ممدوح را دیده آفرین و بنامردان نفاق پیشه نفرین مینمودند چون سپاه مخالف
قریب آمد و شهزاده ممدوح نظر فرمودند که از مردم لشکر کسی در رکاب حاضر نماند
پس بمصداق اینکه .
با قضا کار زار نتوان کرد
کردگار آن کند که خود خواهد
گله از روزگار نتوان کرد
حکم بر کردگار نتوان کرد
زیاده سعی و استقامت خویش را در ان محل بیفایده تصور فرموده ناچار اسپ سواری
طلب نموده رو به بالاحصار نهادند من بعد جنگ بیرون به سبب عدم وفاق موافق صورتان مشفق سیرت
موقوف مانده بامید ورود افواج ظفر امواج انگلیسه تهیه تحصن را مبرم و مستحکم نمودند.
حقائق محصوری قلعه بالاحصار با مید ورود افواج وامداد صاحبان
انگریز بهادر.
چون محمد اکبر خان خبر شهادت پادشاه غفران پناه را شنید نظر باظهار خوشی
شروع باجرای سر دادن توپ و تفنگ نمود صاحبان محصورین قلعه جلال آباد بیکمر تپه
بیامده و دی از پلتن و توپخانه بر محمد اکبر خان حمله آورده جمعیت بسیتی حشمش را متفرق
و پریشان ساختند حتی که نامبرده با چند نفر سوار و پیاده پراکنده افسرده بکابل آمد
چون مخالفت امین الله خان و محمد زمان خان را دریافت بحیله و فریب به معرفت محمد شاه خان
غلجائی امین الله خان را از راه کشیده نزد خود برد شاه فتح جنگ از رفتن امین الله خان
پریشان خاطر گردیدند که بعد ازین کار قلعه داری چگونه پیش برده خواهد شد عالیجاهان
میرزا ابراهیم خان منشی باشی و میرزا حیدر علیخان لشکر نویس که خدمتگاران با اعتبار
و محرمان با وقار شاه غفران پناه بودند شاه ممدوح را خاطر جمعی دادند که بخاطر والا هیچ
اندیشه را راه ندهند که همگی خوانین درانی هندوستانی و ساکنان بالا حصار از طائفه عرب
و غلام خانه و حبشی و غیره بسر و مال بخدمتگاری و جان نثاری ایستاده اند پیش بردن کار
و عدم نفاق باشندگان بالا حصار که ذکر ایشان شد بر ذمه مایان است لہذا درویش محمد خان
و لد حاجی هاشم خان عرب با سائر خوانین بالاحصاری آمده بشاه فتح جنگ عرض نمودند
مایان همه بدل و جان در خدمت و جانسپاری حاضریم خاطر اشرف را از جانب ماجمع دارید
بعد آن شاه فتح جنگ باتفاق خوانین فوقرانی چون سردار عنایت الله خان و عظیم گتغان
مرض بیگی سردار سکندر خان و صمد خان بادوزائی و محمد عمر خان بامیزائی و خدمتگاران
قدیمی از سائر خوانین و فوج هندوستانی و دیگر دولتخواهان چون خواجه خانجی عرف شیخ
(١٤٨)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
