Machine transcription
(۹۱)
و در چمن قرب سنگرها چون آفتاب عالمتاب نورافشان شد ارباب حاجت و اصحاب همت
را خالی از بغض نگذاشتیم نظر آن کورا باطنان چون برایت آسمان سا که همچون بد بيضا
متجلی بود افتاد چشم ایشان خیره وازرسیدن جنود نصرت آمود نيز تيره گرديده جمعی
بر همونی بخت بعنايات سلطانی مشحون وبرخی از ضرب تیغ وسنان یلان تهمتن نشان در
خاك وخون وبعضی از جهت اعمال شنیعه خود با ایشان در گريز ومپزی اسب غرابت و گرفتاری
بسوی شهر در خیز شدند بعد ظهور این فتح عظیم که البته انوار شاهد صدقش کاشانه
خاطر حق بین را نورا گین ساخته باشد بندگان همایون سواران سعادتمند را که ازان
طایفه خذلان نمون که رجوع باین دولت ابد مقرون آوردند بعلاج گونا گون و با نعامات
واکرامات که از قیاس ایشان بیرون بود سرافراز وشريف خان مهمند را بنام نامی نصرت
جنگ خان ممتاز واستقامت ورزان رزمگاه راخرم وشاد واقربای سینه ریش کشتگان را
بانی مقصود آباد ومقتولان جنت آرامگاه را بعد تجهیز وتکفین مدفون و مجر و حان
لشکر گناه را بمرهم تلطف از دردوالم بیرون کردند بسبب مجروحی و مقتو لی چندنفر
دلیران هر بر تو ان که خاطر خطير ملول شد فرمان قضا جریان شرف نفاذ یافت که دو
مکان درخارج شهر یکی روضه حضرت جی و یکی باغ رحمدل خان بار کز آئی که بتصرف
مخالفان میباشد از دست ایشان خارج سازند آنچنان دومکان که بدر تماشای متانت
واستحکام آن قلعه فندهار تمام بدن خودرا چشم ساخته وآن از کمال قوی بختی تکیه
برپهلويش زده دلاوران عساکر سلطانی و یکه تازان لشکر خسروانی که همیشه از بیم
دو منزل داغ بدل میبودند خلیل آسا در منجنیق تو کل نشسته قدم در آتش رزم گذاشتند
وداغ گله راچون گلپای لاله در باغ جان می نوشیدند تا که بنیروی بازوی رستمی آن
هردو مکان راخالی ودل خود را از ایمنی آندورفت پر کردند هر چند آن گروه نابکار
ازبرج وباره حصار بانداختن گله های آتشبار جد وجهد بسیار بکار بردند و در خارج
قلعه هم پیاده وسوار ایشان دل خود را از کار زار افگار کردند آخر الا مر منزل
مقصود نشیمن جنود ناممدود گردید وجزاثریان وتفنگ چیان ایشان که دران دومکان
حصين منزل گزین میبودند جمعی فرار حصار و برخی گرفتار سربنجه دلیران تهمتن شعار
و گروهی از روی شوق که طوق بند گی در گردن جان میدانستند جبهه سای
زمين افتخار شده و انبو هی ازسواران ایشان نیز پای تعلق
از رشته تعلق ایشان کشیده بر سبیل آ شکار بتقبيل ركاب جلال آ ثار سر بفلك
اقتدار رسانیدند بندگان ما هم ابواب حصول مدعای هر يك را بر روی آرزوی ایشان کشودند
که همگنان شادان وفرحان میبودند چونکه این دو مکان حصین از دست آن گر وه
شقاوت آئین بیرون شد از نهایت تنگی جان شان بلب رسیده غمگین و حزین میبودند وشام غم
را باین گفتگو بصبح ماتم می آوردند که ای گردون دون پرور وای زمانه سفله دوست بی
پا وسر آنرا كه بدست لطف برداشته بنواز وبیکبار بیفکن در خاك اگرچه اینمعنی
شب وروز ورد زبان ایشان بود اما نویدا نستند كه بيقين چرخ سفله پرور گرد سر
ایشان چرخ میزند وزمانه بایشان بیگانه روی ایشان را ازین راه تا ا به سياه ميسازد
لهذا در تمهید مکر وفریب شدند و بقضائن آباء قاضی ملا محمد حسن خانعطوا که معرفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
